تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
جواب گويند : اين بر كسى متوجه است كه مطلق امر بر تراخى حمل كند ، اما كسى كه اثبات فور و تراخى بدليلى منفصل اثبات كند برو متوجه نباشد . كسانى كه مطلق امر بر تراخى حمل كنند گويند : چون امر مقيد نباشد بوقتى ، جملهء اوقات در ايقاع آن فعل متساوى باشد ، و چون چنين باشد اقتضاى تراخى كند . جواب گويند كه : اين دليل كسانى است كه مطلق امر نه بر فور حمل كنند و نه بر تراخى ، و هر يكى از آن جز بدليلى ندانند ، زيرا كه چون بيانى نباشد ، و جملهء اوقات نسبت با مطلق امر متساوى باشد ، حمل بر يكى دون يكى ديگر كردن بىدليلى ترجيح بود بىمرجح ، و اين باطل است . و چون امر تعلق گيرد بوقتى كه فاضل باشد از عبادت ، وجوب متعلق باشد بتمامى آن وقت ، مكلف را روا بود كه تأخير كند با عزم ، كه اگر به اول وقت تعلق گرفتى آن وقت موسع را هيچ فايده نبودى ، و اگر به آخر تعلق گرفتى ، در اول وقت گذاردن آن فعل از فرض مجزى نبودى . و امر به چيزى ، اگر امر خداى باشد ، بايد كه مامور را تمكين كند بكردن آن چيز ، و بايد كه آن چيز از آن باشد كه بفعل آن مستحق ثواب شود ، و قصد او بايد كه به آن فعل رسانيدن وى باشد . و بايد كه امر مقدم بود بر فعل تا مامور را استدلال تواند ساخت بر آن كه آن فعل واجب است يا ندب . و اگر امر غير خداى باشد ، بايد كه وى را ظن آن باشد كه مامور تواند كه آن فعل بكند . و مامور بايد كه تواند كه مامور به بر آن وجه كه وى را فرموده‌اند بجاى آرد ، و مامور به بايد كه از آن جمله باشد كه ايجاد آن از مامور صحيح باشد بر وجه اختيار . در معنى عرفانى : - عالم امر عالمى است كه « به امر » موجد كل ، بدون زمان و مدة ، موجود گشته باشد مانند عقول و نفوس و اين عالم را عالم امر و ملكوت و غيب مينامند كه بيك نفس رحمانى كه عبارت از تجلى حق است در مجالى كثرات ظهور يافته ، و همان نفس رحمانى كه فيض عالم است سارى در تمام موجودات است ، سير نزولى فرموده تا بنهايت مراتب تنزلات كه مرتبت انسانيت است رسيده باز همان نفس رحمانى از مرتبهء انسانى بسير رجوعى كه عكس سير اول است باز پس شده يعنى از نقطه آخر به اول رسيده و مطلق گشته پس عالم خلق و امر هر دو بيك نفس رحمانى موجود گشت . سنائى گويد :
اى پايگه امرت سرمايهء درويشان * وى دستگه نهيت پيرايه خذلانها صد تير بلا پران بر ما زهر اطرافى * ما جمله بپوشيده از بهر تو خفتانها
شبسترى گويد :
جهان خلق و امر از يك نفس شد * كه هم آن دم كه آمد باز پس شد
( شرح گلشن راز ص 15 ) .

امْراضِ نَفْسانِىّ

- ( اصطلاح اخلاقى ) اين اصطلاح اخلاقى است ، امراض نفسانى مقابل امراض جسمانى است و امورى مانند بخل ، حسد ، كبر ، عجب و جبن و