القاء خير است در قلوب ( كشاف ص 1308 ) .
الهام مقام مبتديان است و برتر از فراست است كه گاه بطور وحى و مقرون بسماع است و گاه بواسطه رؤياء حاصل مىشود و گاه بمشاهده واقع مىشود ( شرح منازل ص 138 ) .
در شرح كلمات باباطاهر گويد :
الهام عبارت از القاء خير و يا شر است در باطن و خفى امور است در قلب بنده و كسى كه نور الهام در قلب او تابش كند امور غيبى را با فراست خود دريابد ( شرح كلمات بابا ص 66 ) قيصرى گويد : ميان الهام و وحى فرق است .
و گويد بدان كه الهام گاه حاصل مىشود از حق بدون واسطهء ملك بواسطهء وجه خاص كه او راست با هر موجودى از موجودات عالم و وحى حاصل مىشود بواسطه و از اين جهت است كه احاديث قدسى را وحى نناميدهاند و قرآن مجيد را نيز با آنكه كلام حق است وحى ننامند ( شرح فصوص ص 35 ) .
ضمنا در مثنوى اطلاق وحى بر قرآن شده است و كتاب وحى هم از همين جهت گويند و نيز الهام را عام و شامل موجودات غير انسانى دانسته و گاه وحى را شامل موجودات غير انسانى دانسته است و خود قرآن مجيد هم بدين معنى ناظر هست .
چنان كه گويد :
أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ . . .
مولوى گويد :
چونكه اوحى الرب الى النحل آمده خانهء وحىاش پر از حلوا شده ( مثنوى دفتر اول ص 29 ، 82 ) .
باز قيصرى گويد الهام از خواص ولايت است و وحى اعم از الهام است زيرا وحى از راه شهود ملك و شنيدن سخن او حاصل مىشود كه از باب كشف شهودى است كه متضمن كشف معنوى است و هم از راه كشف معنوى بدون شهود فرشته و وساطت ملك حاصل مىشود و از خواص نبوت است .
( شرح قيصرى بر فصوص ص 35 و كشاف ج 1 ص 1308 و شرح منازل السائرين ص 66 ) .
ناصر خسرو گويد آنگاه گوئيم كه الهام كه آن وحى است آغاز تعليم است يعنى نخست معلمى آن كس باشد كه وحى به دو آيد .
( زاد المسافرين ص 345 )
الهامِيّه
- ( اصطلاح عرفانى ) فرقهء از متصوفه را كه از لحاظ عقايد موافق با قرامطهاند و از خواندن قرآن و آموختن و عمل بدان اعراض كنند الهاميه گويند .
الى
- ( اصطلاح ادبى ) الى از حروف جاره است و آن را چند معنى است 1 - انتهاء غايت زمان مانند
« أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ »
2 - انتهاء غايت مكان مانند
« سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى »
3 - معيت مانند
« مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ »
اى مع اللّه . و
« فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ »
4 - تبيين مانند
« رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ »
اى من هذا 5 - مرادف لام مانند « و الامر اليك » اى لك 6 -