تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
باكراه وى را جماع كند ، كفارت زنش بر وى لازم آيد . و اعتكاف تطوع چون شروع كند در وى ، باتمام رسانيدن واجب بود احتياط را . ( معتقد الاماميه ص 295 ، 296 )

اعتِلال

- ( اصطلاح ادبى ) رجوع بابدال و اعلال شود .

اعجاب

- ( اصطلاح عرفانى ) عجب و خودبينى است و از صفات رذيله است و « يتولد الاعجاب بالعمل من نسيان رؤية اللّه فيما يجرى للّه من الطاعات » . ( طبقات ص 188 )

اعجاز

- ( اصطلاح كلامى ) عاجز گردانيدن باشد و اعجاز در كلام يعنى كسى نتواند سخنى بمانند آن گويد و بدين معنى گويند قرآن را سخن اعجازآميز است يعنى كسى نتواند بمانند آن آورد . ( از دستور ج 1 ص 139 ) متكلمان اسلامى در اين امر بحث‌هاى وافر كرده‌اند كه آيا اين قرآن كه بين دفتين است و بر پيامبر اسلام نازل شده صرفا . به منظور بيان احكام است يا صرفا بعنوان اعجاز نازل شده است . عمدهء متكلمان گويند قرآن معجزه است و اصل اوليه اين را قرار داده‌اند كه قرآن بعنوان اعجاز نازل شده است و در مرتبهء دوم براى بيان احكام شرعى است . اعجاز آن هم هم از لحاظ الفاظ است و هم از لحاظ معانى و آياتى از قرآن خود دلالت بر اين امر ميكنند مانند
« لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ »
و
« إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ »
. بحث ديگر اين است كه آيا همهء قرآن اعجاز است يا پارهء از آيات آن و اخبار ديگر كه همه دلالت دارد كه اصولا قرآن هم از لحاظ انتظام و هم از لحاظ بيان احكام در حد اعجاز است . . . ( رجوع شود به ملل و نحل ابن حزم ج 3 ص 16 ، 30 )

اعجُوبه

- ( اصطلاحات نجومى ) و آن ستارهء بود واقع در صورت قيطس . ( رجوع به قيطس شود و رجوع به صور كواكب شود )

اعراب

- اين اصطلاح دستورى است و اعراب در لغت اظهار باشد و از الت فساد باشد و در نحو حركات آخر كلمات معربه را اعراب گويند و حركات اعرابى سه‌اند ، رفع ، نصب و جر . « دو بالا ، دو زير و دو پيش » و كلمات معربه اعراب پذيرند يعنى رفع و نصب و جر گيرند بر حسب اختلاف عوامل آنها ، و برخى گويند جزم هم اعراب است براى فعل مضارع كه بواسطه حروف جازمه مجزوم شود . اعراب گاه به حركت است در اسم صحيح الاخر و گاه بحروف است در اسماء ستة و ناقص و گاه لفظى است آنجا كه بتواند ظاهر شود و گاه تقديرى است و گاه محلى . ( از كشاف ج 2 ص 942 . سيوطى ص 14 الهداية فى النحو ص 201 - دستور ج 1 ص 139 )

اعرابِ بِحُرُوف

- ( اصطلاح ادبى )