باكراه وى را جماع كند ، كفارت زنش بر وى لازم آيد . و اعتكاف تطوع چون شروع كند در وى ، باتمام رسانيدن واجب بود احتياط را .
( معتقد الاماميه ص 295 ، 296 )
اعتِلال
- ( اصطلاح ادبى ) رجوع بابدال و اعلال شود .
اعجاب
- ( اصطلاح عرفانى ) عجب و خودبينى است و از صفات رذيله است و « يتولد الاعجاب بالعمل من نسيان رؤية اللّه فيما يجرى للّه من الطاعات » .
( طبقات ص 188 )
اعجاز
- ( اصطلاح كلامى ) عاجز گردانيدن باشد و اعجاز در كلام يعنى كسى نتواند سخنى بمانند آن گويد و بدين معنى گويند قرآن را سخن اعجازآميز است يعنى كسى نتواند بمانند آن آورد .
( از دستور ج 1 ص 139 ) متكلمان اسلامى در اين امر بحثهاى وافر كردهاند كه آيا اين قرآن كه بين دفتين است و بر پيامبر اسلام نازل شده صرفا . به منظور بيان احكام است يا صرفا بعنوان اعجاز نازل شده است .
عمدهء متكلمان گويند قرآن معجزه است و اصل اوليه اين را قرار دادهاند كه قرآن بعنوان اعجاز نازل شده است و در مرتبهء دوم براى بيان احكام شرعى است .
اعجاز آن هم هم از لحاظ الفاظ است و هم از لحاظ معانى و آياتى از قرآن خود دلالت بر اين امر ميكنند مانند
« لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ »
و
« إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ »
.
بحث ديگر اين است كه آيا همهء قرآن اعجاز است يا پارهء از آيات آن و اخبار ديگر كه همه دلالت دارد كه اصولا قرآن هم از لحاظ انتظام و هم از لحاظ بيان احكام در حد اعجاز است . . .
( رجوع شود به ملل و نحل ابن حزم ج 3 ص 16 ، 30 )
اعجُوبه
- ( اصطلاحات نجومى ) و آن ستارهء بود واقع در صورت قيطس .
( رجوع به قيطس شود و رجوع به صور كواكب شود )
اعراب
- اين اصطلاح دستورى است و اعراب در لغت اظهار باشد و از الت فساد باشد و در نحو حركات آخر كلمات معربه را اعراب گويند و حركات اعرابى سهاند ، رفع ، نصب و جر .
« دو بالا ، دو زير و دو پيش » و كلمات معربه اعراب پذيرند يعنى رفع و نصب و جر گيرند بر حسب اختلاف عوامل آنها ، و برخى گويند جزم هم اعراب است براى فعل مضارع كه بواسطه حروف جازمه مجزوم شود . اعراب گاه به حركت است در اسم صحيح الاخر و گاه بحروف است در اسماء ستة و ناقص و گاه لفظى است آنجا كه بتواند ظاهر شود و گاه تقديرى است و گاه محلى .
( از كشاف ج 2 ص 942 . سيوطى ص 14 الهداية فى النحو ص 201 - دستور ج 1 ص 139 )
اعرابِ بِحُرُوف
- ( اصطلاح ادبى )