اعتصام بحبل اللّه است كه تصديق وعد و وعيد الهى و تعظيم اوامر خدا و انجام معاملات از روى يقين و انصاف است كه اعتصام عامه است كه مخصوص بدسته و طائفهء نباشد و انقطاع از خلق و تمالك اراده و خوشرفتارى با خلق و ترك علائق دنيوى كه تمسك بعروة الوثقى و اعتصام خاصه است و مخصوص بخواص مؤمنان و اهل اللّه مىباشد نه عامهء ناس و اشتغال به حق و باتصال و شهود او و تقرب جستن بذات احديت كه اعتصام خاص الخاص است زيرا اولين پايه ايمان تصديق بما جاء به الرسول و اطاعت اوامر و نواهى الهى است ، و مرتبت دوم خدمت بخلق و توجه بعنايت حق كه مقام توحيد است و مرتبت سوم ، قطع كمال علاقه از مردم دنيا و شهود حق است كه مرتبت فنا است كه در اين مرتبت ميان حق و عبد چيزى واسطه نماند .
اعتِقاد
- ( اصطلاح فلسفى و كلامى ) كلمهء اعتقاد عبارت از اذعان قلبى و علم و يقين جازم است و در كشاف است كه اعتقاد را دو معنى است يكى حكم جازم كه قابل تشكيك است و ديگر حكم ذهنى جازم يا راجح كه شامل علم هم مىشود و قابل تشكيك نيست و در شرح بر تجريد خواجه است كه اعتقاد اطلاق بر تصديق بطور مطلق مىشود اعم از آنكه جازم باشد يا نه مطابق با واقع باشد يا نه ثابت باشد يا نه .
( كشف المراد ص 128 - كشاف ج 2 ص 954 ) ابن رشد گويد اعتقاد مردم تابع موجود است نه آنكه موجود تابع اعتقاد آنها باشد .
( تفسير ص 384 )
اعتِكاف
- ( اصطلاح فقهى و عرفانى ) اعتكاف در لغت احتباس است و عكوف ، اقبال بر چيزى است و در اصطلاح شرع وقوف در مسجد نبى و جامع و بيت اللّه است براى عبادت و آن را شرائط و احكامى چند است .
اعتكاف قيام بسر است بر حقيقت مراقبت كه سالك ايستادگى كند بسبب سر خود بر حقيقت مراقبت كه ديدهبانى كردن حقايق است .
اعتكاف عبارت از تخليه كردن خانه دل است از كثافات و رذائل و همانطور كه اگر مسجد پاك نباشد اعتكاف معتكف درست نباشد خانهء دل هم اگر پاك نباشد اعتكاف درست نخواهد بود و حقيقت اعتكاف امساك و اثبات و اهلاك است كه وقوف با حق و امساك از جملهء اغراض و اثبات حق و اهلاك باطل باشد .
( شرح كلمات بابا ص 173 - 174 ) عطار گويد :
كه معتكفان كوى لاهوتيم * گه مستمعان استجاباتيم
مغربى گويد :
آنكه عمرى در پى او ميدويدم دمبدم * ناگهانش يافتم با دل نشسته روبرو
آخر الامرش بديدم معتكف در كوى دل * گر چه بسيارى دويدم از پى او كو بكو
دل ، گرفت آرام ، چون آرام جان در برگرفت