تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
به فروعى كه بر اساس آن اصول است . اصول دين معمولا مربوط به اعتقاد است و فروع دين مربوط به عمل است اصول دين اسلام را بعضى 5 اصل دانسته‌اند يعنى توحيد خداى متعال ، عدل خداى متعال ، نبوت ، امامت ، معاد . پاره سه اصل دانسته‌اند كه توحيد ، عدل ، نبوت باشد بعضى توحيد ، نبوت و امامت را از اصول دانسته‌اند و عقايدى ديگر . در كتاب معتقد الاماميه آمده است كه : بدان كه اعتقاد ايشان آنست كه اصول دين سه جزء است : معرفت خداى ، و معرفت رسول ، و معرفت امام . در توحيد و نبوت همگنان را با ايشان اتفاق است كه از اصول دينست ، و در امامت خلافست . بنزديك ايشان از اصولست ، و بنزديك ديگران از اصول نيست . دليل بر صحت مذهب خود درين مسأله اين ميگويند كه طاعت امام واجب است ، و طاعت وى نتوان داشت تا وى را نشناسى ، پس شناختن وى واجب بود . گفتيم كه طاعت امام واجبست لقوله تعالى :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
. پس خداى تعالى طاعت اولى الامر را با طاعت خويش و طاعت رسول خويش قرين گردانيده است . پس بمقتضى عطف ، چنان كه طاعت خداى و رسول واجب است ، طاعت اولى الامر واجب باشد . و اولو الامر كه خداوندان فرمانند ، امامان معصومند از فرزندان رسول ، كه خداى تعالى بطاعت ايشان و پيروى ايشان فرمود . و دليل برين آنست كه اگر اين اولو - الامر امامان معصوم نباشند ، علما و امرا باشند كه خطا و معصيت از ايشان صادر شود . چون ايشان معصيت كنند شايد كه به معصيت فرمايند ، و اين ممكن است . پس اگر فرمان ايشان برند معصيت كرده باشند ، و خداى تعالى از معصيت نهى كرده است . و اگر فرمان ايشان نبرند خلاف امر خداى كرده باشند ، و خلاف امر خداى معصيت باشد . و چون حمل كردن اولو الامر بر علماء و امراى نامعصوم و جائز الخطا ادا به اين فساد مىكند ، نشايد كه اولو الامر ايشان باشند . دليلى ديگر بر آنكه شناختن امام واجبست ، آنست كه رسول ص فرموده است : « من مات و لم يعرف امام زمانه فقد مات ميتة جاهلية » . يعنى : هر كه بميرد و امام زمان خود را نشناسد ، مردن وى چون مردن كسانى باشد كه در جاهليت پيش از آمدن پيغمبر برسالت مرده باشند ، يعنى : كافر مرده باشد ، و هر كه بنا شناختن وى كافر شود شناختن آن از اصول دين باشد چون شناختن خداى و رسول او . و اللّه - الموفق . ( رجوع شود به معتقد الاماميه ص 13 - 14 ) .

اصُولِ عقلائى

- ( اصطلاح اصولى ) در كليات حقوقى آمده است : بناء عرف و عادت در محاورات بر