ميكرد .
پارهء گويند منشأ بتپرستى را در اعراب بايد در ملل هند و يونان جستجو كرد . صابئيان نيز در بناى بتپرستى ملل مختلف اثرى تام داشتهاند آنان ستارههاى - نورانى را پرستش ميكردند و بهر حال در هر ملتى اين موضوع به نحوى خودنمائى كرده است بعضى جنبه وساطت بين بنده و خدا بدانها دادهاند و پارهء بطور مستقل آنها را مؤثر در وجود ميدانستند و هيچ ملتى از نوعى از - بتپرستى عارى نبوده است اساس كار مذهب يهود بر توحيد و سپس مذهب اسلام بر توحيد كامل گذاشته شد . ابو ريحان شرح مفصلى در اين باب آورده و گويد : بديهى است كه طبيعت عامى مردم متوجه به محسوسات است و از معقولات دورى ميجويد و از همين جهت است كه بسيارى از ملل در مسائل معقوله متوسل به تصويرات و مجسمهها شدهاند و حتى يهوديان نيز متوسل به هياكل و تصويرات گرديدهاند و در درجهء بعد نصارى و بعد منانيه .
وى گويد حتى در بين مسلمانان هر گاه حضرت رسول را به صورت تصويرى بنمايند و يا كعبه و مراكز مقدسه را مصور كنند از ديدن آنها خوشحالى خاص در آنها حاصل مىشود و آن را بوسيده ستايش مينمايند و اين خود يك عامل اساسى است در اينكه اسامى انبياء بزرگ را در مكانهاى مختلف مكه مىبينيم كه هر جائى را مقامى از پيامبران و مقدسان ميدانند مانند مقام ابراهيم و ملائكه و . . .
و بالاخره گويد روايات و اخبار در باب بتپرستى از قديم الايام زياد است هم در يهود و هم در ملل ديگر مثلا در رم بتپرستى اساسى استوار داشته است براى آفتاب چهار مجسمه قرار داده بودند بر چهار اسب يكى براى زمين ، يكى براى هوا يكى براى نار و يكى براى آب كه هنوز هم اين چهار مجسمه در روم وجود دارد ، سپس بطور تفصيل بتپرستى و بتهاى هندى را شرح داده است .
و نام بتهائى مانند بتهاى سومنات و بت كشمير و هياكل آنها را ذكر كرده است . ( رجوع شود به تحقيق ما للهند ص 88 ، 95 )
اصُولِ احاديث
- ( اصطلاح درايه ) در علم درايه ، اصول احاديث عبارتند از خبر صحيح ، حسن ، موثق و ضعيف » ( از معالم ص 216 )
اصُولِ اعْتِقاد
- در مقابل اصول فقه و فروع دين است .
اصُولُ اْلَاعْلَوْن
- ( اصطلاح اشراقى ) مراد صور مفارق در علم حق تعالى است رجوع به مثل نوريه و ( اسفار ج 1 ص 161 ) شود .
اصُول افاعيل
- ( اصطلاح ادبى ) در عروض عبارت از اجزاء و اوزان عروضى است .
اصُولِ دين
- ( اين اصطلاح كلامى است ) و منظور اصول دين اسلام است .
در هر شريعتى اصولى هست و فروعى منظور از اصول پايههاى اساسى دين است كه نخست بايد بدانها پاى بند بود و سپس