است « دليل ، قاعده ، استصحاب و راجح » باشد و حالت سابقه هر چيزى و حكمى را اصل گويند و كتاب ، سنت و كتاب مورد اعتماد را نيز اصل گويند و در اصول مواردى دارد كه بتناسب آن مورد متفاوت مىشود از اين قرار :
1 - اصل اباحه يا اصالة الاباحة كه اصل اوليه در هر چيزى مباح بودن است و نفى حكم تحريم يا وجوب است نسبت بموردى كه شك در حرمت يا وجوبش هست .
2 - اصل عدم حادث كه اصل اين است كه حكمى حادث نشده باشد مگر آنكه بدليل ، وجود حكمى ثابت شود يعنى در موردى كه شك در حدوث حكمى است اصل عدم حدوث حكم است .
3 - اصالت عموم در موردى كه شك باشد كه آيا عامى تخصيص خورده است يا نه ، اصل عدم تخصيص است و اصالت عموم جارى است .
4 - اصالت سلامت در جائى كه شك در فساد معامله باشد اصل سلامت آنست .
5 - اصل اشتغال در موردى كه شك در برائت باشد يقين در اشتغال اصل اشتغال ذمه است .
6 - اصل برائت در جائى كه نصى بر حكمى نباشد و بالجمله حكمى نسبت به موضوعى و يا عملى نباشد و يا شك در وجود و حدوث حكمى باشد اصل برائت اوليه است البته بعد از فحص و بحث از دليل و از جمله ادله عقليه است اين اصل را اصالت نفى هم گويند و آن بر چند وجه است از جمله استصحاب برائت سابقه به حكم « لا تكليف الا بعد البيان » و به حكم قبح تكليف ما لا يطاق و يا بلا بيان و به حكم « كل شىء مطلق حتى يرد فيه نهى » و « رفع عن امتى تسع » كه خطا ، نسيان ، كراهت ، غير مقدور ، غير معلوم ، حالت اضطرار ، حسد . . . باشد . و در اين مورد رواياتى است از جمله
« ما حجب اللّه علمه عن العباد فهو موضوع عنهم »
و
« كل شىء يكون فيه حلال و حرام فهو حلال لك ابدا حتى تعرف الحرام منه بعينه »
و
« ايما المرء ركب امرا بجهالة فليس عليه شىء »
اين اصل يعنى اصل برائت در بسيارى از كارها و احكام بايد جارى شود و الا نظام جامعه در هم ريزد ، در اين مورد اقوال و انظار و شرائطى هست مثل آنكه شبهه حكمى باشد يا موضوعى ، اجراء اصالت برائت موجب تعطيل احكام و نظام كارها نشود . موضوع شبهه محصور باشد يا غير محصور در جهت وجود باشد يا عدم رجوع شود به ( كفايه ج 2 ص 182 - 209 رسائل ص 310 - 323 - خزائن ص 17 - قوانين ص 45 و 256 و 258 - كشاف ج 1 ص 95 - الموافقات ص 39 - عوائد الايام ص 21 ) 7 - اصالت حجية اخبار آحاد كه برخى از علما گويند .
8 - اصالت عدم حجية ظن ، كه اصل اوليه آنست كه اعتنا و اعتبار به ظن و گمان نشود به حكم
« إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ »
و قبح عقلى و جز آن مگر بعد از فقدان علم و اثبات انسداد باب علم .
9 - اصل حقيقت كه شك شود كه مستعمل فيه لفظى معنى مجازى است يا حقيقى كه اصل حقيقت است . در صورتى كه