هر گاه تتبع و تفحص در تمام جزئيات مشابه انجام شود آن استقراء تام خواهد بود و الا ناقص و مسلم است كه حكم مستخرج و مستنبط از استقراء تام ارزش زيادترى خواهد داشت تا محصول استقراء ناقص .
( از كشاف ص 1229 و اساس الاقتباس ص 331 ) .
اسْتِقْراض
- ( اصطلاح فقهى ) قرض خواستن رجوع به قرض شود .
اسْتِقْصاء
- ( اصطلاح بلاغى ) نهايت خواستن و طلب اقصى و دورترين آن را كردن و از اصطلاحات معانى بيان است و از انواع اطناب است كه گوينده به معانى كه مورد توجه او است بطور شايسته توجه كرده و كليهء عوارض و لواحق آن را ايراد كند مانند
« أَ يَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ . . . »
تا آخر آيه كه در اين آيه بنحو مستوفى خصوصيات و فوائد آن باغ را بيان كرده است .
( از كشاف ج 2 ص 1233 ) .
اسْتِكْمال
- ( اصطلاح فلسفى ) استكمال يعنى حركت به طرف كمال و طلب كمال كردن . حركت تدريجى اشياء را به طرف كمال كه مستلزم و لازمهء خروج از قوت بفعل است استكمال ميگويند و بطور كلى تمام موجودات ( غير از مجردات ) در نظام وجود از مرتبت نازلهء هيولى شروع و به حركت تدريجى مداوم از قوت بفعل و از نقص بكمال ميگرايند و از قوت محض بر حسب مراتب شدت و ضعف كيفيت استعدادى خود به حركت كيفى و كمى و اينى و وضعى و بقول صدرا حركت جوهرى به طرف كمال مطلوب در جريان و سيلاناند .
اسْتِلامُ الْحَجَرِ
- اين اصطلاح فقهى است و يكى از اصطلاحاتى است كه در مبحث مناسك حج به كار برده مىشود و آن دست ماليدن به حجر الاسود باشد در ضمن مناسك حج در وقت و موقع خاص رجوع به ( شرح لمعه ج 1 ص 158 ) شود .
اسْتِمْرار قَبْض
- ( اصطلاح فقهى ) رجوع به قبض شود .
اسْتِمْناء
- ( اصطلاح فقهى ) طلب منى و خروج منى باشد به نحوى از انحا و آن حرام است و حكمش تعزير است ( شرح لمعه ج 2 ص 221 ) .
اسْتِنْجاء
- ( اصطلاح فقهى ) طلب پاكى كردن و پاكى خواستن است و آن عبارت از طهارت و پاك كردن موضع مخصوص بول و غايط است بوسيله آب يا سنگ و كلوخ بدين طريق كه پس از فراغت از بول و غائط و استبراء لازم مواضع مخصوص را با آب بايد شست البته محل غايط و جزء آن را با سنگ و كلوخ هم ميتوان پاك كرد لكن در مورد بول شستن با آب لازم است اين عمل را استنجاء و استنقاء گويند و موقعى كه عين نجاست بر طرف شد پاك است و طهارت خبثيه حاصل شده است رجوع شود به ( شرح لمعه ص 22 - الفقه ص 38 - عروة ص 59 - دستور ج 1 ص 86 ) .