الاخلاص ثم المعرفة و الأشياء كلها تتم بالمعرفة » .
بازگويد : يعرف الاخلاص بالاستقامة و الاستقامة بالرجاء و الرجاء بالارادة و الا رادة بالمعرفة . ( طبقات ص 94 ) .
بعضى گفتهاند مفارقت از رسوم و خروج از معهودات و قيام در اطاعت اوامر الهى است بواسطه انجام فرائض و نوافل .
استقامت بر سه قسم است يكى استقامت زبان بر كلمهء شهادت و دوم استقامت خيال و دل است بر صدق ارادت و سوم استقامت اركان است بر جهد و كوشش در عبادات .
در شرح منازل است كه استقامت روح عبادت است و روحى است كه احوال بدان زنده شود و اعمال و عبادات عامه بدان احياء گردد و حالت نشاطى است كه قلب بدان زنده باشد كه موجب استقامت حال او با مولاى خود گردد و حقيقت استقامت عبارت از اعتدال بر طريق حق است به حكم « فاستقيموا اليه » ( كشاف ص 1227 - شرح منازل ص 68 ) .
و به معناى پايدارى در عقايد و انجام عبادت است چنان كه قرآن مجيد فرمايد
إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا
و در جاى ديگر فرمايد
فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ
.
در رساله قشريه است كه استقامت مرتبت و درجهايست كه بواسطه آن كمال و تماميت امرست و حصول خيرات و نظام آنها باستقامت راست آيد و كسى كه در حال خود مستقيم نباشد سعى او
هَباءً مَنْثُوراً
است و به حكم
« وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْكاثاً »
مساعى خود را بدون فائده گردانيده « و حبطت اعمالها » و اگر مستقيم نباشد و از مقام خود . بمقام بالاتر نائل نگردد و سلوك او بر مبناى درست نباشد و از شرائط مستانف ، استقامت در احكام بدايت است چنان كه عارف را استقامت از آداب نهايت است و از علائم استقامت اهل بدايات ، اين است كه در منازل خود توقف نكنند و از علائم استقامت اهل نهايات آنكه در مواصلات خود حجابى نيارند ( رساله قشيريه ص 94 ) .
اسْتِقْبال
- ( اصطلاح ادبى ، عرفانى و نجومى است ) رجوع به مستقبل شود .
در معناى ادبى و رجوع شود به اجتماع در معنى نجومى و رجوع شود به استقبال دولت در معنى عرفانى .
اسْتِقْبال دَوْلَت
- ( اصطلاح عرفانى ) توفيق الهى است كه شامل حال عارف سالك شود :
اما نشان استقبال دولت و آثار يافت رتبت و منازل آنست كه بنده حجاب غفلت از راه خود بردارد و نفس خود را بآداب شريعت رياضت دهد و داد دين از روزگار خود بستاند و جهد كند كه اعمال و اقوال خود را بمعيار شريعت و مقتضى حقيقت راست كند . ( از عده ج 6 ص 169 ) .
اسْتِقْراء
- ( اصطلاح منطقى ) استقراء به معناى تتبع و در اصطلاح منطقيان نوع حجتى است كه از تتبع احوال جزئيات حكم كلى استخراج و استنباط مىشود .