تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨

اسْتِغْناء

- ( اصطلاح عرفانى ) بىنيازى و قطع علاقه از حطام و بهرهاى دنيا از جاه و مقام و منال : حافظ گويد :
بيار باده كه در بارگاه استغنا * چه پاسبان و چه سلطان چه هوشيار و چه مست ازين رباط دو در ، چون ضرورتست رحيل * رواق و طاق معيشت چه سربلند و چه پست

اسْتِفْتا

- ( اصطلاح فقهى ) فتواى خواستن و مقابل اجتهاد است و مستفتى مقابل مفتى است و مفتى همان فقيه صاحب فتوى است و مستفتى كسى باشد كه از فقيه در مسائل فتوى و رأى خواهد ( كشاف ج 2 ص 1156 ) .

استِفْسار

- ( اصطلاح ادبى ) در نزد ادباء طلب بيان معنى لفظ باشد در آنجا كه لفظ را اجمال يا غرابتى باشد ( كشاف ج 2 ص 1117 ) .

اسْتِفْهام

- ( اصطلاح ادبى ) پرسش باشد و طلب فهم باشد از امرى كه سائل ، جاهل بدان است و يا طلب حصول صورت چيزى است در ذهن . الفاظ موضوعه براى افاده استفهام همزه هل ، ما ، من ، اى ، كم ، كيف ، اين ، انى ، متى ، ايان است ، اين كلمات بجز هل گاه براى معانى ديگر هم آيند رجوع شود بهر يك از اين كلمات و ( كشاف ج 2 ص 1155 - تلخيص ص 85 - دستور ج 1 ص 101 - فروق اللغة ص 24 ) .

اسْتِقامَتْ

- ( اصطلاح فلسفى و عرفانى ) استقامت بمعنى اعتدال و محكم و پابرجا بودن و ثبات آمده است « استقام استقامة » يعنى « اعتدل » و گفته مىشود « استقام له الامر » يعنى كار او درست آمد و پابرجا شد « مستقيم القامة » انسان را گويند از آن جهت كه بر خلاف حيوانات ديگر مستوى القامة بوده و بر روى دو پاى خود راه ميرود . استقامت از نظر فلسفى عبارت از كيفيت مختصهء بكمية است يعنى يكى از كيفيات مختصهء بكميات است . چنان كه استدارات و انحناء نيز از كيفيات مختصهء بكميات است و در تعريف آن گويند : استقامت خط عبارت از بودن آنست به نحوى كه هر نقطهء كه در آن فرض شود تماما بر سمت واحد باشد و يا كوتاهترين خطوط واصلهء بين دو نقطه است و مستقيم چيزى است كه اجزاء بعضى از آن با بعضى از اجزاء ديگر آن تطابق داشته باشد بر تمام اوضاع و در مقابل انحناء و استدارات مىباشد . ( اسفار ج 2 ص 12 ، 54 - دستور ج 1 ص 102 ) و نزد صوفيه استقامت اداء طاعات و اجتناب از معاصى است و يا ترك اختيار است بعضى گويند مفارقت از رسوم و خروج از معهودات و قيام در اطاعت اوامر الهى است بواسطهء انجام فرائض و نوافل . ( دستور ج 1 ص 102 ) و گفته شده است كه استقامت عبارت از ترك اختيار است . و بعضى گويند عبارت از خوف خدا و حب نبى است . حاتم اصم گويد : « من اصبح و هو مستقيم فى اربعة اشياء فهو يتقلب فى رضا اللّه : اولها الثقة باللّه ثم التوكل ثم