رب ساعت اول چهارشنبه عطارد است .
رب ساعت اول 5 شنبه مشترى است .
رب ساعت اول جمعه زهره است .
رب ساعت اول شنبه زحل است .
پس رب ساعت اول شب يكشنبه كه ساعت 157 بود عطارد است .
رب ساعت اول شب دوشنبه كه ساعت 13 است مشترى است .
و رب ساعت اول از شب سه شنبه كه ساعت 37 است زهره است .
و رب ساعت اول از شب چهارشنبه كه ساعت 61 است زحل است .
و رب ساعت اول از شب 5 جمعه كه ساعت 109 است قمر است .
و رب ساعت اول از شب شنبه كه ساعت 133 بود مريخ است .
و رب ساعت دوم هر روز و شبى كوكبى باشد كه فلك آن تحت فلك كوكبى است كه رب ساعت مقدم باشد و همين طور رب ساعت سوم كوكبى باشد كه فلك آن تحت فلك كوكب رب ساعت دوم بود و همين طور پس چون نوبت بقمر ميرسد باز از زحل گيرند .
و رب هر روز همان رب ساعت اول همان روز باشد و بنا بر اين رب روز يكشنبه شمس بود و دوشنبه قمر و سه شنبه مريخ و چهارشنبه عطارد و 5 شنبه مشترى و جمعه زهره و شنبه زحل و همين طور رب هر شبى رب ساعت اول همان شب بود و بنا بر اين رب شب يكشنبه عطارد است . ( از بيست باب ملا مظفر ) تركيبات ديگر در معانى عرفانى :
ارْبابِ طَريقت
- سالكان راه حقيقت را گويند و گفتهاند كه طريقت ابتداى سير است و حقيقت پايان آنست ( شرح گلشن راز 262 - 299 ) .
ارْبابِ طَلَب
- رجوع به طلب شود .
ارْبابِ عِبارَت
- در مقابل ارباب اشارت و راز است .
ارْبابِ عَزائِم
- خواص مؤمنان و صوفيانند چنان كه ارباب رخص عوام مؤمنانند ( از مصباح الهدايه ص 48 ، 71 ، 361 ) .
ارْبابِ عِشْق
- رجوع به عشق شود .
ارْبابِ عِصْيان
- متجريان در شريعت و طريقت .
ارْبابِ غَرامَت
- عاصيان و تباه روزگارانند و آنان كه سعادت طريقت را در نيافتهاند و قدم در راه نگذاردهاند .
ارْبابِ فَراسَت
- رجوع شود بفراست .
ارْبابِ قُلُوب
- صاحبان حال نه مقال و زنده دلان راه حقيقت كه گهى در قبض باشند ، گهى در بسط ، گهى در هيبت ، گهى در انس ، ساعتى غيبت بر ايشان غالب ساعتى حضور ، ساعتى سكر ، ساعتى صحو ، ساعتى بقا ، ساعتى فنا .
پير طريقت گفت : الهى بر هزاران عقبه بگذرانيدى و يكى ماند ، دل من خجل ماند از بس كه ترا خواند ، الهى بر هزاران آب بشستى ناآشنا كردى .