ارْبابِ تَقْوَى
- ( اصطلاح عرفانى ) رجوع به تقوى شود .
ارْبابِ حالات
- در مقابل مقال و علم و رسوم است .
ارْبابِ حُدوُد
- ( اين اصطلاح نجومى است . ) و بدين ترتيب معين كنند كه هر يك از بروج 12 گانه را به پنج قسمت نمايند كه البته مختلف الدرجه بود اين پارهها كه كوچكترين جزء دو درجه است و بزرگترين 12 درجه ، هر يك از آنها را « حد » نامند كه از آن باخلاق مولود پى برند . البته ماه و آفتاب را در آن نصيبى نبود و بالاخره از روى جدول خاص نام صاحب آن جزء را بيابند و سپس حكم كنند .
( از رسالهء سوم رسائل اخوان در نجوم ص 81 ) تركيبات ديگر در معانى عرفانى :
ارْبابِ راز
- صاحبان سر و اسرار الهىاند .
ارْبابِ رايات
- صاحبان پرچم ولايات و اولياء اللّهاند .
ارْبابِ رُخْصَت
- عوام مؤمنان را گويند ( مصباح الهدايه ص 49 ) .
ارْبابِ رِوايات
- در مقابل ارباب درايات است كه ارباب حديثاند و پاى بند به احكام شريعتاند و در مقابل ارباب طريقت و حالاند .
ارْبابِ رُسُوم
- صاحبان و پيروان شريعتاند « و ارباب الرسوم و العلوم فعليهم واجب التزام الادب » ( طبقات ص 491 ) .
ارْبابِ رِياضَت
- كسانى را گويند كه ترك شهوات كرده و كم خورند و نوشند و مجاهدت با نفس كنند و دائما ذكر كنند و خود را از قيود مادى و حجب ظلمانى دنيوى مستخلص گردانند و در نتيجه بر آنها انوار روحانى ظاهر گردد و امور غريبهء غيبى براى آنان آشكار گردد و بواسطهء مشاهدهء اشباح روحانى انواع حوادث و معلومات را دريابند و آنچه را بخواهند بدانند ( از رساله در اعتقادات حكما ص 271 ) .
ارْبابِ ساعات
- ( اين اصطلاح نجومى است ) و بدين حساب اين اصطلاح را وضع كردهاند كه گويند عدد تمامى ساعات هفته 168 ساعت است و هر ساعتى را به كوكبى اختصاص دادهاند از كواكب هفتگانه ساعت اول را منسوب به شمس كنند كه سبب وجود روز و شب است و ساعت دوم را از آن روز منسوب به زهره كنند و سوم به عطارد و به همين ترتيب بافلاك تا برسد به قمر و چون نوبت به قمر رسيد از زحل گيرند تا بآفتاب به ترتيب و همين طور از بالا به پائين و از پائين به بالا برشمرند و ساعاتى را به كواكب نسبت دهند تا آخر ساعت كه ساعت دوازدهم شب يكشنبه بود از هفتهء ديگر كه منسوب بمريخ شود و مجددا دور از سر گرفته مىشود بنا بر اين :
رب ساعت اول يكشنبه آفتاب است و رب ساعت اول دوشنبه كه ساعت 25 است قمر است .
رب ساعت اول روز سهشنبه مريخ است .