نورى ناميده است « و المناسبات العجيبة بين الاشعة الشديدة الكاملة و البواقى يحصل الاصنام النوعية الفلكية و طلسمات البسائط و المركبات العنصرية فمبدأ كل من هذه الطلسمات هو نور قاهر هو صاحب الطلسم و النوع القائم النورى و هذا هو المسمى بالمثل الافلاطونية » .
( ش ص 348 ) و بهر حال چون سخنان فلاسفه در مورد مثل نوريهء افلاطون و صور مجردهء ارسطو و مثل معلّقه و عالم مثال مشوش است و در اكثر موارد مخلوط شده است و بيان امتياز هر يك از اين آراء و عقايد و نظريات بدرستى نشده است نمىتوان بطور قطع گفت كه مراد شيخ اشراق و ديگران از تعبيرات خاص خود همان مثل افلاطونيه باشد و بهر حال از اصطلاح ارباب اصنام يا ربات الاصنام عقول مجردهء عرضيه را اراده كرده است .
آخوند از جملهء ارباب الصور النوعيه كه در بعضى موارد به كار برده است اسماء اللّه را اراده كرده است كه مرتبت ظهور عالم الهىاند چنان كه ميگويد آنچه در يكى از عوالم يافت شود در عالم اعلاى الهى مثل و حقيقت آن بر وجه اعلى و ابسط و اقدس موجود است و به اين بيان مثل افلاطونى را عبارت از مثل نوريه موجود در علم حق تعالى ميداند .
( اسفار ج ص 123 - ج 3 ص 125 )
أَرْبابِ اصْنامِ نَوْعِيّه
- رجوع به ارباب شود .
ارْباب الْبَحْث
- رجوع شود به حكمت ذوقيّة .
ارْباب احوال
- ( اصطلاح عرفانى ) ارباب احوال و حال گاه در مقابل ارباب مقال به كار برده شده است و گاه در مقابل ارباب علم به كار بردهاند و طريق اول كشف و مشاهده است و طريق دوم استدلال و برهان است .
ارْبابِ اختِصاص
- خواص اهل اللّه و اولياء اللّه را گويند .
ارْبابِ ايّام
- ( اين اصطلاح نجومى و گاهشمارى است ) روزهاى هفته را قدما با كواكب هفتگانه انطباق دادهاند و براى هر روزى ربى قرار دادهاند از اين قرار :
رب روز يكشنبه آفتاب .
رب روز دوشنبه ماهتاب .
رب روز سه شنبه مريخ .
رب روز چهارشنبه عطارد .
رب روز پنج شنبه مشترى .
رب روز جمعه زهره .
رب روز شنبه زحل .
( از رساله يازدهم ناموسيات اخوان الصفا ص 375 ) .
و هر كوكبى را با عضوى از اعضاى حيوان انطباق دادهاند بدين قرار :
گوش راست زحل .
گوش چپ مشترى .
منخر راست مريخ .
چشم راست آفتاب .
چشم چپ قمر .
روى ( وجه ) زهره .
سينه و قلب عطارد .
ارباب تَصَوّف
- ( اصطلاح عرفانى ) متصوفه و اهل حال را گويند .