به حق بىادبى باشد اندر صحبت با خود استعمال نكنى ابو عثمان گويد : « الادب سند الفقراء و زين الاغنياء » ( طبقات ص 173 ) .
سوم ادب در صحبت با خلق اندر سفر و حضر بحسن معاملت و حفظ سنت و اين هر سه نوع را از يكديگر جدا نتوان كرد .
ابو نصر سراج گويد : مردم در حفظ آداب سه طبقهاند يكى اهل دنيا كه ادب آنها در فصاحت و بلاغت و حفظ علوم و حكايات ملوك و اشعار عرب باشد .
دوم اهل دين كه ادب آنها در رياضت نفس و تأديب جوارح و حفظ حدود و ترك شهوات است .
سوم اهل خصوصيت كه ادب آنها در طهارت قلوب و مراعات اسرار و وفاء بعهد و حفظ اوقات و قلت التفات بخواطر و استواء سرو علانيت ، و حسن ادب در مواقع طلب و اوقات حضور و مقامات است و اين مرتبت كاملانست . بعضى گويند « ادب المريد فى اربعة اشياء ، التزام حرمات المشايخ و خدمة الاخوان و الخروج عن - الاسباب و حفظ آداب الشرع على نفسه » ( طبقات ص 318 ) .
بعضى گويند حضرت موسى در مقام سخن با حق چون در حال سكر و وجد بودند حدود ادب را آن طور كه مقتضاى مخاطبت با حق بود رعايت نكرده ، سر رشته تميز را از دست داد و از حدود عبوديت تجاوز نمود و گفت
« أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ »
خطاب عزت دست رد بر روى طلب وى زد و فرمود
لَنْ تَرانِي
يا موسى و چنين تقاضائى از عبد در مقام عبوديت شايسته نمىبود ( كشف المحجوب ص 432 - مصباح الهدايه ص 210 ) .
كاشانى گويد : ادب را اقسامى است از اين قرار :
1 - ادب اصغاى سمع با كلام الهى و حسن اوامر و نواهى او است چنان كه در قرآن مجيد است
وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا . . .
2 - ادب سؤال و آن تحسين خطاب است چنان كه حضرت ابراهيم در محضر الهى گفتند
« وَ مَنْ عَصانِي فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ »
و نگفت « فاغفر » و حضرت عيسى گفت
« إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ »
و نگفت « لا تعذبهم » ، و حضرت ايوب گفت
« أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ »
ضو نگفت « ارحمنى » و اقسام ديگرى كه براى وقوف كامل بدانها رجوع شود بمتون عرفانى و ( مصباح الهداية ص 233 ، 315 ) ادب از لحاظ موضوع نيز داراى اقسامى است مانند آداب نبوت و آداب مريد با شيخ و آداب شيخ با مريد كه بطور تفصيل در محل خود بيان شده است .
در رساله قشيريه است كه : حقيقت ادب اجتماع صفات خير است پس اديب كسى است كه جمع باشد درو خصال و صفات محموده .
ابو حفص گويد : حسن ادب در ظاهر ملاك حسن ادب در باطن است .
عبد اللّه مبارك گويد : ادب براى عارف مانند توبت است براى مستأنف .
و گفته شده است كه ادب محصول