تاريخى در اين مورد روش حضرت رسول را تذكر ميدهند . و بالاخره اينان حتى - الامكان راه رسيدن به هدف خود را مسالمت ميدانند لكن سرانجام كار اگر لازم شد بايد جهاد كرد ( رساله سوم از رسائل ناموسيات ص 88 ، 93 ) .
طرفداران خود را بتوبه و بازگشت از گناهان و كوتاهى در اصلاحات اجتماعى تشويق مينمايند همچنانكه حضرت موسى قوم بنى اسرائيل را امر بتوبه كرد .
و امر كرد كه اجساد خود را بميرانند و بكشند و هواى نفسانى خود را طرد كنند و عجب است كه اينان توجه زيادى بداستانهاى اسرائيلى و قوم موسى داشتهاند و از داستانهاى آنان براى رفقا و اخوان خود زياد نقل كرده و نتيجهگيرى نمودهاند .
و سپس از آثار عيسى و حواريون استشهاد كردهاند اخلاق نرم مسيح را توصيه كردهاند و بياران خود يادآورى كردهاند كه حضرت مسيح همه روزه جهت تبليغ رسالت خود در دهات ميگشت و مردم را به راه حق دعوت ميكرد . داستان بدار آويخته شدن او را به ياد مىآورند .
داستان ابراهيم خليل را تذكر ميدهند و سرانجام داستان يوسف ( ع ) را .
داستان سقراط حكيم را كه در راه حق و فلسفه خود فدا شد و ساير حكما و فلاسفهء كه در اين راه فداكارى كردند .
از مجموع اين بيانات و بياناتى ديگر مانند ذكر داستان مدينهء كه بر رأس كوهى بنا شده بود و در جزيرهء از جزائر پر نعمت قرار داشت و مردم آن همه برادر و قوم و خويش بودند و بين آنها مودت و دوستى برقرار بود عدهء از آنها به جزيرهء ديگرى راه يافتند كه مسكن ميمونها بود و در بين آنها سكونت گزيدند و آن قدر بماندند كه جزيره و خود و نعمتهاى آن را فراموش كردند و فراموش كردند كه براى چه آمدهاند . . .
و بدين طريق معلوم و مسجل مىشود كه اين دسته يعنى گروه اخوان الصفا صرفا يك دسته سياسى بودهاند كه ظاهرا عليه خلافت بغداد و نابسامانيهاى مركز خلافت اسلامى قيام كرده بودند و فرقه و يا نحلهء فلسفى محض نبودهاند .
( رجوع شود به رساله سوم و چهارم و هفتم ص 235 - 242 ) .
اخُوّت
- ( اصطلاح اخلاقى و عرفانى ) از خصوصيات اهل اللّه و سلاك طريق ، اخوت و صداقت است و مساوات و مواسات ، همانطور كه از ويژگيهاى اخلاق اسلامى اين امر است .
در قرآن مجيد و اخبار اسلامى نيز بدين امر تأكيد شده است . در قرآن آمده است :
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ .
در كلمات قصار آمده است :
اخوك من صدقك لا من صدقك و يا خير الأشياء جديدها و خير الاخوان قديمها .
أَخْيار
- ( اصطلاح عرفانى ) جمع خير است و در اصطلاح سالكان اخيار هفت تن را گويند كه از جملهء سيصد و پنجاه و شش مردان غيباند و آنها را ابرار نيز خوانند .