خلوص و تصفيهء عمل است از تمام شوائب مانند ريا و عجب و كبر و آنچه حاجب حقيقت و مايهء فساد عمل گردد از حظوظ نفسانى اعم از آنكه مبطل ذات عمل باشد و يا موجب تباهى روح و حقيقت اعمال گردد .
اين اصطلاح از آيهء شريفهء
أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخالِصُ
و آيات ديگرى كه مفاد آن دورى كردن از ريا و خلوص نيت در اعمال و تصفيهء باطن از عجب و ريا و خودنمائى در اعمال و عبادات است گرفته شده است ، و گويند : الاخلاص هو الذى لا يقبل عمل عامل إلا به . ( طبقات ص 324 ) .
در اسرار التوحيد است كه اخلاص « سرى » است از اسرار حق در دل و جان بنده كه نظر پاك او بدان سر است ( اسرار التوحيد ص 305 - شرح منازل ص 64 ) و گفته شده است كه معنى اخلاص خلوص نيت باشد .
جنيد گويد : اخلاص عبارت از اين است كه بنده از هر عمل و فعلى خدا را خواهد و آنچه يگانه بود و با چيزى آميخته نبود آن را « خالص » گويند و در لغت عرب « خلوص » بمعنى خروج باشد پس معنى اخلاص انفراد است و مرتبت اخلاص مرتبتى است كه از هر عملى خدا خواسته شود .
رويم گويد : اخلاص آنست كه چون عملى را انجام دهى نبينى و نگوئى كه من چه كردهام زيرا كه هر كه فعل را بيند خودبين بود و « خود بين خدا بين نباشد » و بالجمله مخلص كسى است كه ديدار خود را از فعل و از خلق بردارد . ابو عباس بن عطا گويد : عمل خالص آن باشد كه از آفات بيرون آيد و سلامت يابد .
يعقوب سوسى گويد : عمل خالص آن باشد كه فرشته نداند تا نويسد و شيطان نبيند تا فساد كند و نفس نبيند تا عجب آورد و به خدا پيوندد و خود را از غير خدا ببرد .
قرآن مجيد نبى مرسل را بصفت اخلاص ستايد و فرمايد
« إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ »
و در اين آيه هم « مخلص » بفتح و هم « مخلص » بكسر قرائت شده است و باز فرمايد
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا
( شرح تعرف ج 3 ص 135 - 136 - قرآن سورهء اعراف 28 يوسف 23 نساء 145 ) .
در شرح كلمات بابا آمده است كه اخلاص عبارت از نسيان ملاحظات است كه هيچ امرى در مقام عبادات حق مورد نظر و لحاظ عبد نباشد ( شرح كلمات بابا طاهر 172 ) .
در كشاف آمده است كه « اخلاص » بكسر همزه اخراج خلق است از معاملهء با خدا يعنى طاعات خود را فقط براى خدا انجام دهد و تمام حركات و سكنات و قيام و قعود و افعال او براى ذات احديت باشد
« إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
و قصد و نيت او للّه باشد ( كشاف ج 1 ص 431 ) .
سعدى گويد :
عبادت باخلاص نيت نكو است * و گر نه چه آيد ز بىمغز پوست