تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
و افعال خود را بر بعضى ديگر ترجيح ميدهد و بر حسب دواعى خاصى كه حاصل ميگردد بعضى از كارها را بر بعضى ديگر ترجيح ميدهد و همانطور كه اشاره شد اختيار تابع علم است . خواجه طوسى گويد : اختيار مرادف با قدرت است و امرى است كه مبدأ فعل و ترك مىباشد . و بالجمله مختار به كسى ميگويند كه از روى علم و ميل و ارادهء جازم فعلى را انجام ميدهد و بديهى است كه اين حالت و امر مخصوص انسان عالم شاعر است و بنا بر اين اعمالى كه بر حسب عادت از اشخاص سرميزند اختيارى نيست و همچنين افعال و حركات غريزى موجودات نيز از روى اختيار نخواهد بود و اعمال و حركات سفها و ديوانگان نيز اختيارى نيست . بعضى اختيار و اراده را از جهت همبستگى خاصى كه ميان آن دو هست با يكديگر اشتباه كرده‌اند در صورتى كه اراده را از مقدمات اختيار بايد به حساب آورد نه خود اختيار . در اينكه افعال و اعمال غير عادى و غير غريزى انسان عالم شاعر آيا تحت اراده و اختيار اوست يا نه و آيا انسان در كليهء اعمال و حركات خود مجبول و مجبور است يا نه بحث جداگانه‌ايست كه در زير عنوان كلمهء جبر بدان اشاره خواهد شد . ( از دستور ج 1 ص 58 - اسفار ج 1 ص 165 - كشف المراد ص 135 ) جامى گويد :
اى مكاشف شده بسر قدر * پردهء جد و اجتهاد مدر بگذر از خويش ، در خداى گريز * بگسل از خويش ، در خداى آويز گر چه تو ز اختيار مأمورى * ليك در اختيار مجبورى بين در اين كارگاه و هم و خيال * خويش را در مجالى افعال قالبى ز اختيار خود عارى * گشته افعال حق بر او جارى .
مولانا جلال الدين رومى در مقام بيان اختيار و جبر در موارد مختلف سخن گفته است و تعبيرات مختلفى كرده است و در ضمن مثالهاى مختلف موضوع را روشن كرده است .
اختيار آمد عبادت را نمك * دور ميگردد بناخواه اين فلك گردش او را نه اجر و نى عقاب * كاختيار آمد هنر وقت حساب جمله عالم خود مسبح آمدند * نيست آن تسبيح جبرى سودمند زانكه كرمنا شد آدم ز اختيار * نيم زنبور عسل شد نيم مار مؤمنان كان عسل زنبوروار * كافران خود كان زهرى همچو مار در جهان اين مدح و شاباش و زهى * ز اختيارست و حفاظ و آگهى جمله رندان چونكه در زندان روند * متقى و زاهد و حق خوان شوند چونكه قدرت رفت كاسد شد عمل * همين كه تا سرمايه نستاند اجل