و بايد دانست كه اخلاط اربعه به معناى عناصر اربعه هم آمده است .
( اسفار ج 2 ص 173 )
أَخْلاق
- ( اصطلاح اخلاقى ) اخلاق جمع خلق است و خلق ملكهايست نفس را كه مقتضى سهولت صدور فعلى از او بىاحتياج به تفكر و رؤيتى مىباشد .
( اخلاق ناصرى ص 60 - اخلاق جلالى ص 38 رجوع شود به خلق ) علم اخلاق علمى است كه در آن بحث از تهذيب نفس و چگونگى رابطهء افراد خانواده با يكديگر و با جامعه و روابط افراد با جوامع است .
حكمت خلقى شامل سه قسمت مىشود تهذيب اخلاق ، تدبير منزل ، سياست مدينه .
معمولا آنچه را بنام اخلاق ناميدهاند بيشتر همان تهذيب فردى است و دو قسم ديگر حكمت عملى را اخلاق نناميدهاند يا اخلاق جمعى گويند .
بهر حال يكى از بخشهاى حكمت همان حكمت عملى است كه بطور عام ميتواند اخلاق ناميده شود رجوع شود به تهذيب اخلاق و حكمت عملى .
در نزد عارفان يكى از ابواب دهگانه است . و يكى از صفات اهل سلوك و معرفت جدا شدن از اخلاق طبيعت است و دورى از رذائل اخلاقى است كه مربوط به طبايع چهارگانه است يعنى رهائى از قيد تعلقات مادى و خماد الصفات البشريه ، يعنى فروگذاردن صفات بشريت و مجانبت دواعى نفسانيه و منازلة الصفات الروحانية . كه با روحانيات صحبت دارد و تعلق بعلوم حقيقت يابد ( از شرح تعرف ص 78 ) .
مولوى گويد :
من نديدم در جهان جستجو * هيچ اهليت به از خلق نكو
إِخْلال
- اين اصطلاح اهل ادب و معانى است و آن باشد كه لفظ ناقص از افادهء اصل مقصود باشد و غير وافى ببيان آن باشد ( از كشاف ج 1 ص 493 ) .
أَخْنَسِيّة
- ( از اصطلاح كلامى است ) يكى از فرق كلامى است كه اصحاب اخنس بن قيساند و از فرق ثعالبهاند ايشان در مورد اهل تقيه گويند : نه مؤمناند و نه كافر و يا گويند در مورد اطفال متوقفيم كه مؤمناند يا كافر .
( از ملل و نحل ص 60 ، 61 - مختصر الفرق بين الفرق ص 86 )
إِخْوانُ التّجْرِيد
- ( اصطلاح عرفانى ) مراد اصحاب تجريد است .
شيخ اشراق گويد : و اخوان تجريد را مقامى است خاص كه در آن مقام مىتوانند هر نوع صورت و موجودى را كه بخواهند ايجاد كنند و آن مقام را مقام « كن » گويند كه فرمودند « عبدى اطعنى حتى اجعلك مثلى » ( حكمة الاشراق ص 242 ) .
مولوى گويد :
كاين دعاى شيخ نى چون هر دعاست * فانى است و گفت او گفت خداست
چون بگريد ، آسمان گريان شود * چون بنالد ، چرخ يا رب خوان شود
كه در اين مقام بنده قيود و علائق