تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
افتخار هر نبى و هر ولى * او خدو انداخت بر روئى كه ماه سجده آرد پيش او در سجده‌گاه * در زمان انداخت شمشير آن على كرد او اندر غزايش كاهلى . * گشت حيران آن مبارز زين عمل از نمودن عفو و رحم بىمحل . * گفت بر من تيغ تيز افراشتى از چه افكندى مرا بگذاشتى . * آن چه ديدى بهتر از پيكار من تا شدى تو سست در اشكار من * گفت من تيغ از پس حق ميزنم بندهء حقم نه مأمور تنم * شير حقم نيستم شير هوا فعل من بر دين من باشد گوا * من چو تيغم و آن زننده آفتاب ما رميت اذ رميت در حراب * رخت خود را من ز ره برداشتم . غير حق را من عدم انگاشتم * من چو تيغم پر گهرهاى وصال زنده گردانم نه كشته در قتال * سايه‌ام من كدخدايم آفتاب حاجبم من نيستم او را حجاب

أخْلاطِ أَرْبَعَه

- ( اصطلاح فلسفى ) حكما و اطباى يونان قديم مبناى تعادل مزاج انسان را تركيب متعادل از اخلاط اربعه ميدانستند آنها معتقد بودند كه دم و صفرا و سودا و بلغم اساس تركيبات مزاجى بدن است و آنها بايد متعادل باشند تا مزاج سالم باشد و هرگاه يكى از آنها غالب شد و يا ديگرى ضعيف شد تعادل مزاج بر هم خواهد خورد و بايد سعى شود كه مجددا تعادل آنها بازگشت كند و ميدانيم كه اين اصل سالها تا قرون اخير بر عالم طب حكومت ميكرده است . اين اصل نيز بدست فلاسفه از جهات عقلى و فلسفى جنبهء خاصى به خود گرفته است و فلسفهء خاصى براى آن قائل شده‌اند . اخوان الصفا گويند بناى جسد انسان مانند بناى شهرى است كه مركب از اشياء مختلفه است و گويند چون خداى متعال اراده فرموده كه جسد را بيافريند ابتداء چهار طبيعت منفرد آفريد و دو به دو ميان آنها را الفت داد و تركيب كرد و بعد چهار اركان مزدوج آفريد چهار طبيعت اول متعاديات القوى و چهار اركان مؤتلفات الطبايع و متناسب القوى ميباشند و بعد بنيان جسد را بر چهار اركان قرار داد و بعد از چهار اخلاط متعاديات طبايع آن را بنا نهاد « ثم جمع هذه الاربعة الاخلاط فخلق منها تسعة جواهر مختلفة اشكالها هى ملاك بنيانها ثم الفها و ركب بعضها فوق بعض عشر طبقات متصلات . . . و اما تفصيل تلك طبايع المفردات اربع ، الحرارة و البرودة و الرطوبة و اليبوسة و الاركان الاربعة المزدوجات الطبايع المتناسبات هى النار و . . . و الاخلاط اربعة المتعاديات الطبايع هى الصفراء و الدم و البلغم و السوداء و الجواهر التسعة هى العظام و المخ و العصب و العروق و الدم و اللحم و الجلد و الظفر و الشعر . و الطبقات العشرة هى الرأس و الرقبة و الصدر و البطن و الجوف و الحقو و الوركان و الفخذان و الساقان و القدمان . ( اخوان ج 2 ص 221 - و از اسفار ج 2 ص 173 )
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 110 | سيد جعفر سجادى