را مرادف آورده است و مرادف با ابداع هم آورده است و ميگويد : خداى متعال اصول اكوان را آفريد بدون آنكه وجود آنها مسبوق بمادت باشد و ايجاد كرد آنها را بر سنة اختراع و انشاء . و در هر حال اگر اختراع مرادف با ابداع باشد ايجاد غير مسبوق بمادت و مدت خواهد بود .
رجوع شود بابداع و مبدع .
( اسفار ج 4 ص 140 - دستور ج 1 ص 50 كشاف ج 1 ص 438 ) .
اخْتِصار
- اين اصطلاح اهل معانى است و تقليل لفظ باشد با كثرت معنى و نزد بعضى از علماء عربيت مرادف با ايجاز است و بعضى گويند مخصوص بحذف جمل است بر خلاف ايجاز و اختصار نسبت بمقتضى مقام است و ايجاز نسبت بمتعارف است و بالجمله بيان مقصود است به كمترين عبارت ممكن بدون حذف و اختصار ، حذف با قرينه است و اقتصار حذف بدون قرينه است . ( از كشاف ج 1 ص 455 - دستور ج 1 ص 51 ) . رجوع بايجاز و اطناب شود .
اخْتِصاص
- اين اصطلاح اهل ادب و معانى بيان است و عبارت از حصر است و مانند نداء است لفظا جز آنكه بدون يا آيد مانند « نحن العرب اسخى من بذل » ( از كشاف ج 1 ص 469 - سيوطى ص 178 ) رجوع به حصر شود .
اخْتِلاس
- در لغت ربودن باشد و « هو الاخذ من اليد بسرعة و جهرا » ( از كشاف ج 1 ص 463 - دستور ج 1 ص 58 ) .
اخْتِلاط
- اختلاط عبارت از آميزش عناصر با يكديگر بوده كه مرادف مزاج است « انما الاختلاط الحقيقى ان يستحيل المختلطات بعضها الى بعض حتى يتولد من ذلك المزاج . . . للمختلطات صورة متوسطة . » ( رسائل جابر بن حيان ص 1040 ) و ميان مزاج و اختلاط عموم و خصوص مطلق است زيرا هر اختلاطى مزاج نيست « قد يوصف بالاختلاط ما ليس يوصف بالمزاج » .
( رسائل جابر ص 1040 )
اخْتِلاف تَشْكِيْكِى
- مطلق تشكيك را اختلاف به تشكيل و اختلاف تشكيكى گويند رجوع شود به تشكيك . و ( اسفار ج 1 ص 107 )
اخْتِيار
- اختيار به معناى انتخاب و برگزيدن بهترين چيز و كس است و به معناى ترجيح يكى از دو امر يا امور است بر ديگرى .
( دستور ج 1 ص 58 ) و آن در مقابل اضطرار و اجبار است فاعل مختار در مقابل فاعل موجب و مضطر است . و آن حالتى است در موجود حى كه منشأ انجام فعل و ترك و بعبارت ديگر حالتى است قائم بفاعل عالم كه بواسطهء آن صفت و حالت بعضى از آثار