تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
منع كند تا بسبب آن از گياهزار منع كند ، خداى تعالى فضل رحمت خود را ازو منع كند روز قيامت . و ميانهء چاهى كه جاى فرو خوابانيدن اشتر باشد ، تا چاهى ديگر كه ازين جنس باشد ، بايد كه چهل ارش باشد . و ميان چاهى كه با شتر آب كشند ، تا ديگرى شصت ارش . و از چاه چشمه تا ديگرى در زمين سخت پانصد ارش ، و در زمين نرم هزار ارش بايد . و اگر كسى در پهلوى چاه وى چاهى كند كه آن نه در ملك وى باشد ، منعش تواند كرد . و اما در ملك وى نتواند ، زيرا كه تصرف در ملك خود مىكند ، كس وى را مانع نتواند شد . و هر كس كه برودخانه نزديكتر بود ، وى به آب آن اولاتر بود ، آب را نگاه‌دارد از براى درخت خرما ، تا كه آب به اول ساق رسد ، و از براى كشت تا بدوال نعلين ، آنگاه رها كند به كسى كه بوى نزديكتر باشد . و رسول ص به اين حكم فرموده است . ( معتقد الاماميه ص 394 - 396 ) . در كليات حقوقى آمده است : كسى كه زمين مواتى را آباد كند زمين ملك او خواهد شد و اين قاعده مضمون حديث نبوى است « من أحيى ارضا ميتة فهي له » . بر حسب اطلاق اين حديث اگر كسى زمين بايرى را آباد كند مالك آن خواهد شد خواه از اراضى مفتوحة العنوه باشد يا نه و در احياء حاجتى به تحصيل اذن امام يا كسى كه زمام امور را به حق يا باطل در دست گرفته نخواهد بود زيرا حديث مزبور و امثال آن بمنزله اذن عام ولى امر بوده و در معنى تمليك به محيى است نهايت آنكه مالكيت احياءكننده دائر مدار بقاء احياء بوده و هر زمان خراب شود از ملك او خارج خواهد شد . ( كليات 44 )

إِحْياء مَوْتَى

- ( اصطلاح عرفانى )
إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى .
ارباب معرفت در احياء موتى معنى ديگر كرده‌اند و گفته‌اند : اشارت است بزنده گردانيدن دلهاى اهل غفلت بنور قربت و زنده كردن جانهاى اهل هوا و شهوت به نسيم مشاهدت و روح مواصلت اهل ، همه جانهاى عالميان ترا بود و نور قربت ترا ، حيات طيبه بدهد ، مردهء زندانى توئى ، اگر هزار سال در خاك بودهء چون ريحان توحيد رحمان در روضهء روح تو بود ، مايهء همهء زندگانى توئى ، عزيز باشد كسى كه ناگاه بسرچشمه حيات رسد . و خضروار درو غسلى بياورد ، تا حى ابد گردد . پير طريقت گفت : الهى زندگانى همه با ياد تو و شادى همه با يافت تو و جان آنست كه درو شناخت تو ، الهى موجود نفسهاى جوانمردانى ، حاضر دلهاى ذاكرانى از نزديك نشانت ميدهند و برتر از آنى و از دورت مىپندارند و نزديكتر از جانى ، ندانم كه در جانى يا خود جانى ، يا نه اينى و نه آنى ، جان را زندگانى ميبايد تو آنى ، ( عده ج 8 ص 218 ) .

إِخْبات

- اخبات در لغت به معناى ذكر خفى و خفا است « اخبت اليوم » يعنى « صار فى