است ، از جمله باينان رافضى هم گفتهاند ، اينان قائل به خلافت بلا فصل حضرت على بن ابى طالب ( ع ) اند .
( از ملل و نحل شهرستانى ص 79 )
اثْنَوِيَّت
- رجوع به ثنويت شود .
أَثِير
- ( اصطلاح فلسفى ) اثير يعنى خالص اطلاق اجرام اثيرى بر افلاك يا از اين جهت است كه در عالم عناصر تأثير ميكنند يعنى يا از لحاظ تأثير آنها در عناصر است و يا از جهت خالص و مصفا بودن آنها است .
حاجى سبزوارى گويد اثير به معناى مختار هم آمده است « الجسم عنصرى او اثيرى المختار و كون الفلك مختارا و كونه افضل من العناصر معلوم » .
( شرح منظومه ص 262 و از دستور ج 1 ص 37 )
اثِيرِيّات
- ( اصطلاح فلسفى ) افلاك و كوكب را اثيريات گويند : در رسائل اخوان الصفا است كه « و اعلم يا اخى ان الطبيعة انما هى قوة النفس الكلية الفلكية و هى سارية فى جميع الاجسام التى دون فلك القمر من لدن كرة الاثير الى منتهى مركز الاثير » .
( اخوان ج 2 ص 112 و از دستور ج 1 ص 37 )
اثِيرىّ
- آنچه منسوب به اثيريات است مانند حوادث جوى .
اجابت
- ( اصطلاح عرفانى ) عهد و پيمان عبد است با حق ، پير طريقت گفت :
صحبت با حق دو حرف است : اجابت و استقامت ، اجابت عهد است و استقامت وفا ، اجابت شريعت است و استقامت حقيقت است ، درك شريعت را هزار سال بساعتى در توان يافت و درك حقيقت ساعتى به هزار سال در نتوان يافت ، ( عده ج 8 ص 529 )
إِجارَة
- ( اصطلاح فقهى ) بكسر همزه آمده است و آن مصدر سماعى از آجر يوجر است اسم آن اجرة مىباشد و معناى آن جزاء بر عمل است و در شرع عقدى است مفيد ملك منفعة معلوم مقصود از عين خاص در مقابل عوض معلوم « و هى العقد على تملك المنفعة المعلومة بعوض معلوم » و آن يا وارد بر اعيان است مانند اجاره اراضى و خانه و حيوان و لباس و جز آن براى انتفاع و يا وارد بر نفس عمل شود مانند اجارهء كار اشخاص براى عمل يا صنعتى و بالجمله مورد اجاره بايد داراى منفعت عقلائى باشد و از محرمات نباشد و معين و معلوم باشد و اجرت يا مال الاجاره نيز معلوم باشد و مدت اجاره هم معلوم باشد و كليهء امورى كه داراى منفعت عقلائى مىباشد و شرع آن را تصويب كرده است ميتواند مورد اجاره واقع شود مانند اراضى براى زراعت و ساختمان و حيوانات براى باربرى و شيار كردن اراضى و انسانها براى استفاده از كار و صنعت آنها و البسه و دكاكين و منازل و جز آن . اجاره از عقود لازمه است و بامورى چند توان آن را فسخ كرد .
از جمله خيار شرط براى دو يا يك طرف و خيار رؤيت و خيار غبن و جز آن و