حرجى نبوده و ضامن نيست بلكه ضامن كسى است كه او را مجبور نموده و اين از مواردى است كه سبب اقوى است از مباشر .
و همچنين است صبى غير مميز وقتى ديگرى او را وادار به اين كار كرده باشد زيرا صبى غير مميز حكم آلت را داشته و اين هم از مواضعى است كه سبب از مباشر اقوى است .
( كليات حقوقى ص 187 ، 88 ) .
إثْبات
- ( اصطلاح فلسفى و عرفانى است ) اثبات مقابل نفى و سلب است و بعضى گمان بردهاند كه اثبات و نفى يك چيز است در حال كه اين گفتار درست نباشد و اثبات مقابل نفى و ضد آنست .
ابن رشد گويد : « فمن الناس كما قلنا من يزعم انه يمكن ان يظن ان الاثبات و النفى معا هى شىء واحد على ما وصفناه و يقول بهذا القول كثير من الطبيعيين فاما نحن فقد قلنا انه لا يمكن ان يكون الاثبات و النفى معا » . ( تفسير ابن رشد ص 347 و رجوع شود به دستور ج 1 ص 36 ) و در اصطلاح سالكان اثبات مقابل محو آمده است به حكم
« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ »
و مقصود از نفى و اثبات نفى صفات بشريت و اثبات سلطان حقيقت است .
( از مصباح الانس ص 29 ) - در اصطلاح سالكان به حكم
« يَمْحُوا - اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ »
مقصود از نفى و اثبات نفى صفت بشريت و اثبات سلطان حقيقت است ، چون صفات بشرى فانى گردد بقاء حق اثبات گردد بعضى گويند اثبات عبارت از اقامت احكام عبادات است .
در هر حال كلمهء اثبات در سخنان عرفا اغلب مقابل محو قرار گرفته است نه نفى و از اين جهت است كه لوح محو و اثبات گويند و لكن بعضى موارد اثبات را مقابل نفى آوردهاند و تفاوت نفى و محو اينست كه محو نفى كلى و ابدى است ، بر خلاف نفى و آنان كه نفى را بجاى محو به كار بردهاند از آن نفى كلى خواستهاند كه همان محو باشد رجوع شود به كلمهء محو و نفى .
اثَر
- آنچه از فاعل در منفعل گذارده و يا افاضه مىشود اثر فاعل است حكمت مترتبهء بر هر چيز را اثر آن مينامند معلول هر علتى را اثر آن گويند و غرض و غايت مترتب بر اشياء را اثر آنها نامند و كيفيتى كه از فاعل مختار يا موجب در منفعل گذارده مىشود اثر ميگويند .
( از دستور ج 1 ص 36 )
اثَرِ خَطاب
- ( اين اصطلاح فقهى و اصولى است ) و اثر خطاب عبارت از وجوب ، حرمت ، كراهت و استحباب است .
( از تلويح ص 651 ) رجوع به خطاب شود .
اثْمار
- ( اصطلاح عرفانى ) جمع ثمر است و ثمرهء هر چيزى عبارت از آن چيز است كه لازمهء آنست . در كلمات اهل