تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
از آفتاب و سپس ازو . و هست كه آن را محقق كرد و آغاز پيوند از آنجا كرد [ كه ] ميان ايشان چند نيمهء هر دو قوت جرم ايشان مانده بود تا راست شوند . و آنگه گروهى اين رأى را مقارنه واجب داشتند و بجز مقارنه به كار نداشتند . و اما انصراف و بازگشتن [ را ] حد نيست جز آن كه درجه‌هاى سفلى بيشتر شوند از درجه‌هاى علوى و گر يكى دقيقه بود آن زيادت . زيرا كه آن چيزى كه همىبود بدان زيادت بريده شد . و لكن از بهر اثرش كه بماند ، آن مقدارهاى اتصال همى به كار بايد داشتن تا تمامى انصراف بدان معلوم شود . ( رجوع شود به التفهيم ص 475 ، 477 )

اتّصال جِسْمانِى

- ( اصطلاح فلسفى ) رجوع شود باتصال .

اتّصال شُهُودى

- ( اصطلاح عرفانى است ) و سر محب است با محبوب در مقام مشاهده « الاتصال مكاشفات القلوب و مشاهدات الاسرار » . ( از مصباح الهدايه ص 429 )

اتّصال وُجُودِى

- ( اصطلاح عرفانى است ) و عبارت از وصول ذات محب است بصفات محبوب و اتصافش بدان و مراتب اتصال وجودى را نهايت نيست و اين حال را سير فى اللّه خوانند . ( از مصباح الهدايه ص 429 )

اتّفاق

- ( اصطلاح فلسفى ) اتفاق در لغت بمعنى اتحاد و مقابل اختلاف آمده است و به معناى واقع شدن امرى و عروض و حدوث آن نيز آمده است . حدوث چيزى را بدون استناد به علت اتفاق مينامند اين كلمه در فلسفه اغلب با بخت و صدفه مترادف آمده است . قائلين باتفاق و صدفه و بخت گويند كون و فساد و تحولات و تبدلات و پيدايش و فناء موجودات امرى است تصادفى و اتفاقى و حوادث و امور جهان مستند به علت خاصى نيستند . ذيمقراطيس حكيم يونانى در مقام بيان چگونگى تكوين كرات و اجرام سماوى و حوادث معتقد باتفاق بوده است . در تحت عنوان كلمهء جزء بيان خواهد شد كه او گويد : ذرات صغار كه اساس وجود كرات و عوالم است در فضاى غير متناهى پراكنده‌اند و بر حسب اتفاق از برخورد مقادير زيادى از آنها اجرام و اجسام و كرات بوجود مىآيند و نظم و انظباطى در تكوين اشياء وجود ندارد و عدهء كرات نيز محدود نيست و ممكن است از برخورد اتمها و ذرات نامتناهى كرات غير متناهى پديد آيد . مبادى عالم اجزاء و جواهر فردند كه در خلا پراكنده‌اند و متشاكلة الطّبائع و مختلفة الاشكالند و دائما از سوئى بسوئى در حركت‌اند و بر حسب اتفاق و صدفه جملهء از آنها تصادم و برخورد كرده و ضميمه شده و از اجتماع آنها هيآت و اوضاع مخصوصى پديد آمده و جهان طبيعت موجود شده است . او در عين حال كه وجود جهان بزرگ جسمانى را مستند باتفاق و
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى ) — صفحة 55 | سيد جعفر سجادى