تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رگشناسى يا رساله در نبض ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
راستى را « 1 » و شريانها « 2 » ، دو طبقه بدان « 3 » آفريد تا احتياط استوارى « 4 » بود ، - كه آنچه شريان خزينهء وى است « 5 » عزيزتر است [ ( از ديگر چيزها كه روح عزيزتر است ) ] از خون و مانندهء خون ، و نيز تنك تر و لطيف‌تر است « 6 » از ديگر چيزها ، و آسانتر گذر كند ، و « 7 » ديگر كه با جنبش است « 8 » ، و جنبنده « 9 » دريابنده « 10 » تر بود .

فصل ( چهارم )

اكنون هر نبضى از چهار چيز بود : يكى : حركت انبساط . و يكى : سكون سپس حركت انبساط . و يكى : حركت انقباض . و يكى : سكون سپس حركت « 11 » انقباض . - كه فيلسوفان برهان كرده‌اند - كه نشايد هيچ چيز بجنبد « 12 » سوى
هامش
( 1 ) - الا يكى يك را سببى - ب . - الا يكى يك را سببى را - ج . ( 2 ) - بى : و - د - و اين شريانها را - ب - ج . ( 3 ) - به آن - آ - د . ( 4 ) - دو طبقه كه احتياط استوائى - د . ( 5 ) - اوست - ب - ج . ( 6 ) - نيز تنگ‌تر است و لطيفتر - ج . - د . - بيرنگ تر است و لطيفتر - ب . ( 7 ) - از - ب . ( 8 ) - بى : است - آ . ( 9 ) - جنبنده‌تر - ج . ( 10 ) - دوانيد - آ . ( 11 ) - ز پس حركت - آ . - حركت سپس - ج . ( 12 ) - چيزى نجنبد - ب . - چيز - نجنبد - ج .