تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رگشناسى يا رساله در نبض ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
و « 1 » همچنانكه آب مر غذاى « 2 » تن را اندر تن براند « 3 » و فضلها را « 4 » از تن بشوياند « 5 » و بيرون برد ، هوا غذاء جان را از بيرون - و اندرون بجان رساند « 6 » ، و فضلها را « 7 » از جان بيرون كند . و همچنانكه آهنگر « 8 » هوا را « [ بگشادن دم ] » و گسترانيدنش باندرون دم « 9 » كشد ، و ببسته « 10 » كردن - و فراز هم آوردن بيرون كندش ، « [ دل ] » و شريانها به حركت گستريدن كه انبساط خوانند هوا را اندرون كشد - و هواء خنكى را « 11 » از بيرون ، - و بخار غذاى روح - از اندرون « 12 » بروح رساند ؛ و به حركت « 13 » بهم اندر آمدن - كه انقباض « 14 » خوانند ، فضلهء بخار « 15 » دودى را از روح جدا كند ، - تا سلامت روح « 16 » بود ، و اين دو جنبش را
هامش
( 1 ) - بى : و - آ ، بسته و معتدل دارد و - ج - معتدل دارد و بسته دارد و - د . ( 2 ) - مرغزار - آ . ( 3 ) - بروياند - آ ، - برواند - د . ( 4 ) - بى : را - آ - ب . ( 5 ) - بشويد - ب - ج - د . ( 6 ) - رسد - آ . ( 7 ) - بى : را - ج . ( 8 ) - دهن - ب - ج . ( 9 ) - اندرون دم - آ - ج ، باندرون در - ب . - همچنانكه آهنگر دم را بگشايد و باز كند هوا بر اندرون دم اندر كشد و هر گاه كه فراز هم آرد هوا بيرون كند - ( ذخيرهء خوارزمشاهى - كتاب دوّم - گفتار سوّم - باب دوّم ) . ( 10 ) - و بسته - آ . ( 11 ) - بى : را - آ - خشكى را - ج . ( 12 ) - بى : از اندرون - آ - د ، - از اندرون - ج . ( 13 ) - به حركت آن - ب - ج . ( 14 ) - كه از انقباض - ج . ( 15 ) - بخارى - ب . ( 16 ) - روح بسلامت - ب - ج - ظ .