و همچنان « 1 » اگر كسى گويد : اگر عالم مصوّر است - پس عالم محدث است « 2 » ، و ليكن عالم مصوّر است ؛ اين نيز « 3 » قياس بود ، زيرا كه :
اين سخنى است مؤلف « 4 » از دو قضيّه - كه هرگاه كه هر دو « 5 » پذيرفته آيد سخنى « 6 » سوّم لازم آيد - جز ازين هر دو ، هر چند كه « 7 » پارهء يكى از ايشان است ، و اين سخن آنست كه : عالم « 8 » محدث است .
و « 9 » قياس دو گونه است : يكى را اقترانى خوانند ، و يكى را استثنائى
هامش
( 1 ) - پذيرفته شود از آن سخن دگر لازم آيد و آن سخن اينست كه هر جسم حادثست و همچنين - ن .
( 2 ) - بود - ه .
( 3 ) - نيز هر دو - د .
( 4 ) - سخن الخ - د ، - سخن مؤلف بود - ن .
( 5 ) - هر دو را الخ - م ، - هر دو را پذيرفتهاند الخ - ك ، - هر دو پذيرفته آيد سخن سوم لازم آيد و اين هر دو الخ - كب ، - هرگاه هر دو پذيرفته آيد سخن سوم لازم شود - د ، - هر دو را بپذيرند سخن - ن .
( 6 ) - اند سخنى - ك ، - آيد سخن - د .
( 7 ) - لازم آيد جز اين الخ - آ ، - لازم آيد و اين الخ - كب ، - لازم شود چرا كه اين هر دو نيز چند - د .
( 8 ) - بى : عالم - كب ، - هر دو را بپذيرند سخن سوم لازم آيد و آن سخن ( ظ : اين ) است كه عالم - ن .
( 9 ) - بى : و - م - ك ، - و لكن - آ .