و ديگر آن - كه هر مصوّرى محدث است .
و مقدمهء پيشين را « 1 » يك جزو جسم است ، و ديگر جزو « 2 » مصور . و مقدمهء دوّم را يك « 3 » جزو مصورست ، و ديگر جزو « 4 » محدث .
پس مصور جزو هر دو است ، و ليكن يكى را جسم تنهاست ، و يكى را محدث . و اين « 5 » قضيّه كه لازم آمد « 6 » ، يك جزوش « 7 » جسم است ، و يك « 8 » جزو محدث ، و گردش كار برين سه پاره « 9 » است : بر جسم ، و مصوّر ، و محدث ؛ و ايشان را حد خوانند .
پس مصوّر را « 10 » ، و هر چه بوى ماند حد ميانگين « 11 » خوانند ، و جسم را « 12 » كه موضوع شود - اندر آنچه « 13 » لازم آيد ، حد كهين خوانند ؛ و محدث را « 14 »
هامش
( 1 ) - را كه - د .
( 2 ) - بى : جزو - ن ، - و يك جزو - م - ك - كب - ط - ه .
( 3 ) - را يك يك - م ك ، - را كه يك - د .
( 4 ) - بى : جزو - كب ، - جزوى - م - ك - ه - ط - آ .
( 5 ) - محدث تنها و اين - ط ، - محدث و آن - د - آ - ن .
( 6 ) - آيد - ق - ن .
( 7 ) - جزء - د .
( 8 ) - و ديگر - ن .
( 9 ) - جزء - ن .
( 10 ) - بى : را - كب - ن - آ ، - و پس مصور را - د .
( 11 ) - ميانگى - د - س ، - ميانى - ن .
( 12 ) - بى : را - ن .
( 14 ) - بى : را - ن .
( 13 ) - در آن جر كه - ن .