تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
نبود . بيكى برّه گوسفند خواهند ، و بيكى « 1 » برج آسمان - خواهند « 2 » . قولهاء ايشان نقيض يكديگر نبوند « 3 » ، و اين خلاف از جانب موضوع است . يا گويد - كه « 4 » : شكر شيرين است ، و شكر شيرين « 5 » نيست ، يعنى « 6 » كه از شير كرده نيست . اين هر دو راست بوند « 7 » ، و نقيض يكديگر نبوند . و اين خلاف از جانب محمول است ، و اين حال آشكاره است - اينجا ، و ببسيار جايگاه « 8 » اندر علمها پوشيده بود ، و غلط افكند . و ديگر شرط آنست - كه : بايد كه « 9 » اندر همگى ، و پارگى خلاف نبود ، چنان كه گويند : چشم فلان « 10 » سياهست ، و چشم فلان « 11 » سپيد است - نه سياه ، و بسياهى « 12 » سياهى ديده خواهند « 13 » ، و بنفى سياهى مر جايگاه
هامش
( 1 ) - بره گوسفندان الخ - ل ، - بره گوسپند خواهد و يكى - د ، - بره گوسفند خواهند و يكى - آ - ه - كب - ط ، - بره گوسفند و ديگرى - ن . ( 2 ) - بى : خواهند - كب ، - خواهد - د - ن . ( 3 ) - نبود - كب - د ، - نباشد - ن . ( 4 ) - و يا گويند الخ - كب ، - يا گويند الخ - ه - د ، - يا گويند - آ . ( 5 ) - بى : كه - ن ، - يا شكر الخ - ل ، - و شكر شيرينى - د . ( 6 ) - يعنى بعضى - م - ك ، - نيست و آن خواهى كه شكرين است - ن . ( 7 ) - بود - كب ، - بى : يعنى كه از شير كرده نيست - ن . ( 8 ) - بسيار الخ - د - آ ، - بسيار جايگاه كه - ه - ط ، - ببسيارى جايگاه كه - م - ك . بسيار جا در علوم - ن . ( 9 ) - بى : كه - ل ، - شرط ديگر آنست كه در كل و جزو خلاف نباشد چنان كه كسى گويد . ن . ( 10 ) - فلانى - كب ، - سياهست و ديگر گويد سفيد است - ن . ( 11 ) - فلانى - كب ، - سياهست و ديگر گويد سفيد است - ن . ( 12 ) - بسياه - آ . ( 13 ) - خواهد - د .