تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
اين گاه آنگاه است ، كه « 1 » اندر دريا بود . و منفصل بحقيقت آن بود كه اين ناسازگارى بود ، و ليكن حكم بيرون از آن « 2 » قسمتهاش نبود . چنان كه گوئى : اين شمار : يا « 3 » برابر بود ، يا كم ، يا بيش .

پيدا كردن حكمهاء « 4 » نقيض

نقيض قضيّه قضيّتى بود مخالف وى بموجبى - و سالبى . اگر وى موجب بود ، اين سالب بود . و اگر وى سالب بود ، اين موجب بود . و از صورت خلاف ايشان هرآينه بايد كه « 5 » يكى راست بود ، و يكى دروغ بود ، آنگاه يك مر ديگر « 6 » را نقيض بوند « 7 » . و شرطهاء صورت اين خلاف آنست - كه بايد كه : « 8 » معنى موضوع - و محمول ، و مقدم - و تالى ، يكى بود ، و الا هر دو مر يكديگر را نقيض « 9 » نبوند . چنان كه كسى گويد : كه « 10 » برّه را پدر « 11 » بود ، و ديگرى گويد « 12 » : برّه را پدر « 13 »
هامش
( 1 ) - بى : كه - د ، - بود كه - كب . ( 2 ) - بى : آن - م - ك ، - بيرون آن - ه ، - كه خلاف ميان اجزاء باشد و حكم بخلاف از اقسام او بيرون نباشد - ن . ( 3 ) - اين شمار با آن شمار - د ، - اين شمار با آن شمار يا - كب - ظ ، - اين شمار يا برابر شمارى ديگرست يا كم ازوست يا بيشتر ازوست - ن . ( 4 ) - حكمتهاى - د ، - حال - كب . ( 5 ) - بى : كه - كب ، - و ازو صورت الخ - م - ك ، - بى : هرآينه - ن . ( 6 ) - يكى الخ - م - ك - ه - كب - د ، - هر يك الخ - ل ، - يكى مر ديگرى - د - خ ه - ن . ( 7 ) - بود - د - ن . ( 8 ) - بى : كه - د . ( 9 ) - بى : را - ل ، - را نقيضى - د ، - بى : مر - ن . ( 10 ) - بى : كه - كب . ( 11 ) - پذر - ق . ( 13 ) - پذر - ق . ( 12 ) - ديگر الخ - ق ، - ديگر گويد كه - ل - آ ، ديگرى گويد كه - ه .