كه گوئى هرگاه - كه « 1 » برخى مردم دبير بوند ، برخى جانور دبير بوند . و اين كلى از آن « 2 » قبل را بود - كه گفتهاى : هرگاه .
امّا ايجاب - اندر منفصل ، آن بود . كه اين نا « 3 » سازگارى را اثبات كنى .
چنان كه گوئى : يا « 4 » چنين بود ، يا چنان بود .
و سلب آن بود - كه اين ناسازگارى را نفى كنى « 5 » . چنان كه گوئى :
نبود شمار : يا جفت - يا سپيد « 6 » ؛ بكله يا جفت « 7 » - يا طاق بود . « 8 » كلى : آن بود - كه اين « 9 » ناسازگارى دائم بود . چنان كه گوئى :
مدام يا « 10 » چنين بود ، يا چنان بود « 11 » .
و جزوى : آن بود - كه اين « 12 » ناسازگارى - گاهى بود . چنان كه گوئى : گاهى بود - كه مردم : يا « 13 » اندر كشتى بود ، يا غرقه « 14 » بود . و
هامش
( 1 ) - بى : كه - د - ل ، - كه هرگاه - ه - كب .
( 2 ) - اين - آ ، - و اين قضيه از آن جهت كلى بود كه لفظ هرگاه گفتهء - ن .
( 3 ) - بى : نا - م - ك ، - كه خلاف ميان اجزاى او اثبات - ن .
( 4 ) - بى : يا - آ .
( 5 ) - بى : كنى - آ ، - اين خلاف را - ن .
( 6 ) - جفت باشد - د - آ .
( 7 ) - جفت باشد - ط .
( 8 ) - بود گاهى بود چنين مدام يا چنين بود يا چنان بود -
( 9 ) - بى : اين - ل .
( 10 ) - بى : يا - د ، - كه اين ناسالب . . . يا - آ .
( 11 ) - بى : بود - كب - آ - ن .
( 12 ) - بى : اين - د .
( 13 ) - بى : يا - ه - ط ، - يا مردم - م - ك .
( 14 ) - غرق - د .