اندر حدّ ايشان گرفته نشود . و نه ايشان اندر حدّ موضوعات مسائل « 1 » علم هندسه گرفته شوند « 2 » ؛ بلكه اندرين حال يا « 3 » خداوند جدل سخن گويد ، يا « 4 » خداوند « 5 » علمى - كه نيكويى - و ضدى « 6 » ذاتى موضوع وى بود .
پس محمولات مسائل علمهاء برهانى ذاتىّ بوند و نه هر ذاتى كه اين ذاتى دوم زيرا كه ذاتى پيشين خود معلوم بود كه وى خود موضوع را معلوم كند .
پس چون شايد معلوم را طلب كردن بحجت « 7 » - و برهان ؟
اقسام مبادى برهان « 8 » و آنچه اندر « 9 » ايشان محمول بود
مبادى « 10 » و اصول اوّلين « 11 » اندر علم برهانى چهاراند « 12 » .
هامش
( 1 ) - بى : مسائل - ل .
( 2 ) - خط است كه در موضوع علم هندسه گفته شود - ن .
( 3 ) - بى : يا - ن ، - با - م - ك - د - ه - ط .
( 4 ) - تا - خداوند - ط ، - و خداوند - ن ، - يا خداوندى - ه .
( 5 ) - تا - خداوند - ط ، - و خداوند - ن ، - يا خداوندى - ه .
( 6 ) - بى و ضدى د - ه ، - و ضد - د ، - و ضدى و - ل .
( 7 ) - بى : و - ه - د ، - علمى برهانى ذاتى - بود و نه هر ذاتى بلكه ذاتى دوّم از براى [ آنكه ] ذاتى اولى خود معلوم بود موضوع را ، پس چون شايد معلوم را طلب كردن بحجت و - ن .
( 8 ) - برهانى - ه .
( 9 ) - در - ن .
( 10 ) - و اصولى - د .
( 11 ) - اولى اندر - م - ك - ل ، - اولى اندرين - ه ، - اولى در - ن .
( 12 ) - آيد - د .