خواهند ، و جز آن خواهند . و بجمله « 1 » اينجا بذاتى چيزى خواهند « 2 » كه ذات را « 3 » از خود بود يا چيزى بود كه اندر حدّ موضوع خود آيد « 4 » ، و دانستهء كه اين « 5 » مر ذات را به خودى خود بود « 6 » . يا چيزى بود كه موضوع اندر « 7 » حدّ وى آيد « 8 » كه ذات موضوع صناعت را « 9 » از خود بود و نه از بهر چيزى بود - كه از وى « 10 » عامتر است چنان كه جنبش مردم را .
نه از بهر مردمى است ، كه « 11 » از بهر جسمى است ، و جسمى « 12 » عامتر است از مردمى .
و نه از بهر موضوعيست « 13 » كه از وى خاصّتر است ، چنان كه دبيرى جسم را كه « 14 » از بهر انسانست « 15 » - كه تا انسان نبود ، جسم دبير نشود .
هامش
( 1 ) - و فى الجمله - ن ، - بى : « و جز آن خواهند » - ك .
( 2 ) - خواهد - ق ، - بى : « و بجمله اينجا بذاتى چيزى خواهند » - م - ك .
( 3 ) - ذات آن - ن .
( 4 ) - بى : خود - ن ، - خود درآيد - كب .
( 5 ) - اين ذات را به خود خود حاصل است - ن .
( 6 ) - اين ذات را به خود خود حاصل است - ن .
( 7 ) - در - ن .
( 8 ) - آمد - د .
( 9 ) - را آن - ن .
( 10 ) - بى : از وى - ن .
( 11 ) - بلكه - ن .
( 12 ) - بى : است - ن - ل ، - است و جسم - م - ك .
( 13 ) - بى : است - ن ، - موضوعيست موضوعى - ق .
( 14 ) - بى : كه - ه .
( 15 ) - انسانيست - ه - ل - كب - ن ، - انسانيت - د ، - انسانيست - ط ، - انسانست اسلت - ق .