تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
مقدار « 1 » مجانس خود بود ، يا مباين ، و خواهند كه « 2 » درست كنند « 3 » . و چنان كه گويند اندر حساب « 4 » - كه : هر شمارى نيمهء « 5 » دو كرانهء خويش بود كه هر دو را « 6 » دورى از وى يكى بود ، چنان كه چهار نيمهء پنج - و سه ، و « 7 » شش - و دو ، و هفت - و يكى بود ، و چنان كه « 8 » پنج ، نيمه « 9 » ، شش - و چهارست « 10 » ، و نيمهء سه - و « 11 » هفت است « 12 » ، و نيمهء دو - و « 13 » هشت است « 14 » ، و نيمهء يكى - و نه است « 15 » . يا موضوع علم بود با « 16 » اثرى . چنان كه گويند : هر مقدارى - كه مباين « 17 » مقدارى بود « 18 » ، مباين
هامش
( 1 ) - بى : ديگر - كب ، - ديگر مقدارى - آ . ( 2 ) - بى : و - د ، - اين خواهند - ه ، - و خواهد - ط . ( 3 ) - كند - ط - ن . ( 4 ) - در حساب گويند - ن . ( 5 ) - بنيمهء - ط ، - چند نيمهء - ن . ( 6 ) - هر دور را - د . ( 7 ) - بى : و سه - آ - ن ، - و سه بود و - كب ، - و سه - ه . ( 8 ) - بى : و - ه - ط - د - ن ، - يك بود چنانچه - كب . ( 9 ) - نيمه و - ه . ( 10 ) - بى : است - كب . ( 12 ) - بى : است - كب . ( 14 ) - بى : است - كب . ( 11 ) - و سه و - ه . ( 13 ) - بى : نيمه - م - ك ، - و دو - كب . ( 15 ) - و چهار و هفت و سه و هشت و دو و نه و يكى باشد - ن . ( 16 ) - يا - ن - د - آ . ( 17 ) - مقدار كه الخ - ط - د ، - مقدارى كه ميان - آ . ( 18 ) - بود و - ن - آ ، بى - : « كه مباين مقدارى » - ك .