را به آن مبادى نخست ببايد « 1 » گرويدن - تا آنگاه آن علم را بداند .
و به روى ديگر « 2 » گوئيم كه : هر علمى را « 3 » موضوع است ، و مسائل است « 4 » ، و مبادى است . مبادى « 5 » و موضوع گفتيم كه چه بود .
اقسام مسائل علمهاء برهانى
مسائل علم « 6 » برهانى يا « 7 » موضوعات ايشان از جملهء موضوع آن علم بود ، يا از جملهء « 8 » آثار ذاتى كه گفتيم .
اگر از جملهء موضوع علم بود :
يا نفس موضوع بود « 9 » .
چنان كه اندر هندسه « 10 » گويند كه « 11 » هر مقدارى - مشارك ديگر
هامش
( 1 ) - بى : را - كب ، - را نخست به آن مبادى بايد - ن .
( 2 ) - بدانند الخ - د ، - بدانند و بوجهى ديگر - ن ، - بداند و بروئى ديگر - ق .
( 3 ) - بى : را - كب .
( 4 ) - بى : است - ن ، - مسائليست - ك .
( 5 ) - بى : مبادى - ل ، - ق - آ - بى : است مبادى - م - ك - كب ، - است و مبادى - د - ن .
( 6 ) - علمهاء - كب - خ م .
( 7 ) - با - د .
( 8 ) - بى : « يا از جمله آثار » تا « موضوع علم بود » - كب .
( 9 ) - بى : يا نفس موضوع بود - ن ، - يا نفس موضوع بود يا نفس - د .
( 10 ) - در هندسه - ن ، - اندر هند - ل .
( 11 ) - بى : كه - كب - د .