نجهد حكم بر كلّىّ يقينى « 1 » بود ، و ليكن - مردمانى كه « 2 » استقرا كنند چون بسيارى را - يا بيشتر را چنين يابند ، حكم كنند بر همه . و اين نه ضرورىّ بود ، زيرا « 3 » كه شايد بودن - كه ناديده خلاف ديده بود ، و « 4 » صد هزار متّفق بوند - و يكى مخالف بود ، چنان كه تمساح كه زفر زبرين را بجنباند ، و « 5 » زيرين نجنباند . و جدليّان و متكلّمان را يكى « 6 » اعتماد برين است .
نمودن « 7 » حال مثال
مثال سستتر از « 8 » استقراست .
هامش
( 1 ) - يقين - ه .
( 2 ) - بى : كه - ل .
( 3 ) - ازيرا - م - ك .
( 4 ) - بى : بود و - ه .
( 5 ) - كه زير زفر زبرين الخ - ق ، - كه زفر بالا از برين را جنباند و زفر - م ، - كه ذقن زيرين را بجنباند و - ل ، - كه زفر الا ازين را جنباند و زفر - ك ، - زنخ بالائين و زبرين جنباند و - د ، - كه زير زنخ برين جنباند و - آ .
( 6 ) - متملكان را يكى - ق - ل ، - آن باشد استقرا [ كه ] حكمى كنند بر موضوع كلى از آن جهت كه آن حكم در جزويات آن موضوع يافته باشند چنان كه گويند : هر حيوان بوقت خائيدن زنخ زيرين بجنباند . و اگر نتواند هر يك از جزويات برين حكم يافت تا هيچ فرد بيرون نرود ، و حكم بر كلى يقينى باشد ، و ليكن كسانى كه استقرا كنند ، چون بسيارى - يا بيشتر چنين يابند حكم بر همه كنند و اين حكم ضرورى باشد . - زيرا كه شايد كه ناديده خلاف ديده باشد - و صد هزار متفق باشند و يكى مخالف باشد ، چون تمساح در مثال مذكور كه زنخ بالا جنباند و زنخ زير نجنباند و جدليان و متكلمان را - ن .
( 7 ) - باز نمودن - ن .
( 8 ) - بى : از - آ ، - بى : سستتر از - د ، - و وى سستتر از - كب ، - راست تر از - ط .