تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منطق ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
و « 1 » ديگر آن كه هر چهار محصوره را كه كلّىّ موجب است - و كلّىّ سالب « 2 » و جزوىّ موجب « 3 » ، و جزوىّ سالب ، اندر وى نتيجه شايد كرد . و اندر شكل دوّم « 4 » هيچ نتيجه موجب « 5 » نبود . و اندر « 6 » شكل سوّم هيچ نتيجه كلّى نبود ، چنان كه خود پيدا شود « 7 » ، و مر قياس شدن اقترانهاء « 8 » شكل نخستين را دو شرط است : يكى آنست كه « 9 » صغراشان « 10 » بايد كه « 11 » موجب بود . و ديگر آنست كه « 12 » كبراشان « 13 » بايد كه « 14 » كلّىّ بود . و اگر چنين نبود « 15 » - شايد كه مقدمها راست بوند « 16 » و نتيجه دروغ
هامش
( 1 ) - كند قياس درو نه چون قياس دو شكل ديگر است - ن . ( 2 ) - بى : و كلى سالب - ن . ( 3 ) - موجب است - كب ، - موجب و كلى سالب - ن . ( 4 ) - و شكل دوم را - ه ، - سالب نتيجه دو تواند داد و در شكل دوم - ن . ( 5 ) - موجب كلى - م - ك - د - ط - كب . ( 6 ) - در - ن . ( 7 ) - پيدا شد - ق ، - چنانچه پيدا شود و قياس - ن . ( 8 ) - شدن جزءهاء - ط ، - شدن چيزهاء - د - ع - شدن اقترانها بر - ه . ( 9 ) - اول آنكه - ن . ( 10 ) - صغرى ايشان - ل - كب - د . ( 11 ) - بى : بايد كه - ن . ( 14 ) - بى : بايد كه - ن . ( 12 ) - بود ديگر الخ - ه ، - بود دوم آنكه - ن . ( 13 ) - كبرى ايشان - د . ( 15 ) - نه چنين بود - ه - ط - كب - د ، - اين دو شرط نباشد - ن . ( 16 ) - مقدمات راست بود - د ، - اين مقدمها راست باشد - ن ، - مقدمها راست بودند - ل .