جواب - از بهر آنك ارضيّت و حرارت برو غالبست بافراط « 1 » و ازين سبب شمّ « 2 » قوىتر باشد و حسّ بصر محتاجست به رطوبت وزان سببست كه از اجزاى سر « 3 » هيچ جزو رطب « 4 » مزاجتر از چشم نيست « 5 » كه آلت بصرست و مورچه عادم رطوبت « 6 » است و مفرط مزاج « 7 » از يبوست و حرارت تا بدين سبب « 8 » حسّ بوى بردن او را قوى است و حسّ بصر ضعيف .
باب هشتم
- چراست كه طرف استخوان پهلو كه « 9 » سوى شكمست مشاشيست و « 10 » پس بر طرف غضروفى « 11 » و ديگر طرف كه سوى فقارست و به دو پيوسته است « 12 » استخوان محض است « 13 » .
جواب « 14 » - از بهر آن يك « 15 » طرف ازين استخوان مشاشى و غضروفى آمد « 16 » كه اشياء طبيعى چنانست كه چون مختلف باشد « 17 » اندر نيت « 18 »
هامش
( 1 ) - ت : بافراط و آن نيست كه حسّ شم . س : از « و ازين سبب » تا « به رطوبت » را ندارد .
( 2 ) - ت : بافراط و آن نيست كه حسّ شم . س : از « و ازين سبب » تا « به رطوبت » را ندارد .
( 3 ) - م : ر .
( 4 ) - م : رطوبت .
( 5 ) - ت : مزاج تر نيست از چشم .
( 6 ) - س : عادم الرطوبة .
( 7 ) - س : مفرط المزاج .
( 8 ) - س : علت سبب .
( 9 ) - م : پهلو . ت : و پهلو كه .
( 10 ) - ت : مساشيست و بس بر طرف غضروفى . س : مشاسى و بس غضروفى . م مشاشيست و غضروفى .
( 11 ) - ت : مساشيست و بس بر طرف غضروفى . س : مشاسى و بس غضروفى . م مشاشيست و غضروفى .
( 12 ) - م : يبوستست .
( 13 ) - م افزوده : نرمست .
( 14 ) - چنين است در نسخهء س . م : ج . ت اين كلمه را ندارد .
( 15 ) - م اين كلمه را ندارد .
( 16 ) - م اين كلمه را ندارد .
( 17 ) - س : باشند .
( 18 ) - چنين است در نسخهء ت . م : نيست . س : به نبسيت . ( نسبت ؟ ) .