را آب به زبان « 1 » بركشيدن .
باب چهارم
« 2 » - چراست كه درازان « 3 » مفرط را « 4 » منسوب كنند « 5 » بحماقت .
جواب - از بهر آنك مردم دراز « 6 » را مسافت از دل بدماغ دور بود « 7 » و قوى نفس ناطقة بر وجه اعتدال باعتدال مزاج « 8 » دماغ بود و مزاج « 9 » دماغ باعتدال « 10 » باستمداد او « 11 » بود از دل حرارت غريزى را و روح حيوانى را چون مسافت دور بود اندر استمداد بطء « 12 » و درنگ باشد پس « 13 » بدين سبب اندر قوى « 14 » نفسانى مقدارى خلل باشد و ذكا و فهم و « 15 » اندر يافتن كمتر « 16 »
هامش
( 1 ) - چنين است در نسخهء س . ت : حاجت آمد آب به زبان بر كشيدن . م : حاجت آمد به زبان آب بر كشيدن .
( 2 ) - چنين است در نسخهء س . م و ت : د .
( 3 ) - ت : دراز . س : مردم دراز .
( 4 ) - اين كلمه در نسخهء ت و س نيامده است .
( 5 ) - ت : باشد . س : باشند .
( 6 ) - س : از بهر آنكه دراز .
( 7 ) - س : باشد .
( 8 ) - م : بر وجه اعتدال مزاج .
( 9 ) - ت : و اعتدال مزاج دماغ .
( 10 ) - ت : و اعتدال مزاج دماغ .
( 11 ) - ت اين كلمه را ندارد .
( 12 ) - ت : به طول .
( 13 ) - ت اين كلمه را ندارد .
( 14 ) - س : قواى .
( 15 ) - س : و فهم و درايت كياست كمتر .
( 16 ) - س : و فهم و درايت كياست كمتر .