شد چنان كه ديگرى چون خويشتن نديد « 1 » . پس از آن « 2 » سپس « 3 » سالها بماند ، و چيزى بيشتر « 4 » نيفزود بر آن حال اوّل ، و دانند كه هر يكى از اين علمها سالها خواهد بآموختن .
حال نفس قدسى كه پيغامبران « 5 » را بود « 6 »
امّا نفس قدسى نفس « 7 » ناطقهء پيغامبران « 8 » بزرگ بود كه بحدس و پيوند عالم فريشتگان « 9 » بىمعلّم و بىكتاب معقولات بداند « 10 » ، و بتخيّل به حال بيدارى به حال « 11 » عالم غيب اندر رسد و وحى پذيرد ؛ و وحى پيوندى بود ميان فريشتگان « 12 » و ميان جان مردم بآگاهى دادن از حالها « 13 » و اندر هيولى « 14 » عالم تأثير كند تا معجزات آورد و صورت از هيولى ببرد « 15 » و صورت ديگر « 16 » آورد ، و اين
هامش
( 1 ) بديد - د .
( 2 ) بى ( از آن ) - ط .
( 3 ) پس آن سببش - آ - ه .
( 4 ) پيشتر نيفزود - د ، - بيشتر نيفزود و - ه .
( 5 ) پيغمبران - م - ك - ل .
( 8 ) پيغمبران - م - ك - ل .
( 6 ) در نسخههاى : آ - ه - ط : جاى عنوان فصل سفيد است .
( 7 ) بى ( نفس ) آ - ه - ط .
( 9 ) فرشتگان - كب - ل - ط .
( 12 ) فرشتگان - كب - ل - ط .
( 10 ) بدانند - آ - ه - ط .
( 11 ) بى ( به حال ) - ط .
( 13 ) آن حالها - ل ، - از جانها - ط ، - از حانها - آ - ه .
( 14 ) هيولاى - آ - ه .
( 15 ) برد - كب .
( 16 ) دگر - ل .