تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبيعيات ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
پندارد كه از جائى اندر دل « 1 » وى همىافكنند ، « 2 » بلكه حقّ خود اين بود ؛ و « 3 » اين كس بايد كه اصل تعليم مردمى از وى بود ، و اين عجب نبايد داشتن « 4 » كه : ما كس « 5 » ديديم - كه ورا اين منزلت نبود « 6 » - و چيزها بانديشه - و برنج « 7 » آموختى ، و ليكن بقوّت حدس « 8 » از رنج بسيار مستغنى بود ، و حدس وى در بيشتر چيزها موافق آن بودى - كه اندر كتابهاست . پس ورا ببسيار « 9 » خواندن كتابها رنج نبايستى بردن « 10 » . و اين كس را بهژده سالگى يا « 11 » نوزده سالگى ، علوم حكمت از منطق - و طبيعيات « 12 » - و الهيات - و هندسه - و حساب - و هيأت « 13 » - و موسيقى - و علم طبّ - و بسيار علمهاء غامض ، معقول
هامش
( 1 ) بى : دل - كب . ( 2 ) بى : افكنند - ط ، - افكنند و - آ - ه . ( 3 ) و اگر - آ - ه . ( 4 ) داشتن - ق ، - دانستن - آ - ه . ( 5 ) كسى - د - آ - ه . ( 6 ) وى را اين منزلت ببود - آ - ه . ( 7 ) با انديشه الخ - د - ط ، - بانديشه و رنج - آ - ه . ( 8 ) حدسى - آ - ه . ( 9 ) بر بسيار - ط ، - بسيار - ق . ( 10 ) بردى - د . ( 11 ) بهشتده الخ - آ - ط ، - بهيجده الخ - ه ، - بهژده سالگى تا - د . ( 12 ) طبعيات - د . ( 13 ) هيئة - ق .
طبيعيات ( فارسى ) — صفحة 144 | أبو علي سينا