كند . پس « 1 » اندر حسّ مشترك قرار گيرند ؛ و ازين سبب هر كه ورا خرد « 2 » نبود صورتهاء محال بسيار بيند ، - تا اگر كسى كه بيم وى بر « 3 » خرد غلبه كند خرد خاموش شود « 4 » ، و متخيّله اندر دست نمايش بيم را ، يا « 5 » قوّتى ديگر افتد - تا « 6 » از هر چه ترسد بيند ، يا از « 7 » هر چه آرزوش افتد بيند .
اصل معجزات و كرامات « 8 »
پديد شدست بعلم پيشين . كه : هيولى اين عالم طاعتدار نفس - و عقل « 9 » است ، و صورتهائى « 10 » كه اندر نفس نشسته است سبب « 11 » وجود صورتهاست - اندرين عالم ، و بايستى كه هيولى اين « 12 » عالم طاعت داشتى نفس مردم را - كه وى از آن گوهرست ، - و ليكن نفس مردم ضعيف است ، و هر چند ضعيفست
هامش
( 1 ) كندش - د .
( 2 ) در آخر - ه .
( 3 ) هم وى بر - م - ك - ه - آ ، - هم وى - د .
( 4 ) كند - كب .
( 5 ) هم را يا - م - ك ، - بيم را با - د .
( 6 ) يا - ل .
( 7 ) بى : از - كب .
( 8 ) از « غلبه كند » تا « كرامات » از نسخهء « ه » افتاده است ، - و جاى عنوان در نسخهء « آ » سفيد است .
( 9 ) دارد عقل و نفس - آ - ه .
( 10 ) صورتها - د - كب .
( 11 ) بسبب - د .
( 12 ) بى : اين - كب .