و قوت متخيّله « 1 » - آنست كه : صورتهاء مصوره را هر يك « 2 » بديگر پيونداند « 3 » و يك از ديگر جدا كند ، - تا مردم « 4 » بر آن مثال داند چنان كه : صورت كنند « 5 » دو مردم را ، و يا نيم « 6 » پيل را - اندر خيال صورت كند .
و اين قوّت هميشه كار كند بتركيب « 7 » - و تفصيل ، و بآوردن مانندهء چيزى و ضدّ « 8 » چيزى كه هر گه - كه اندر چيزى نگرى ، وى خيالى « 9 » ديگر آرد ؛ « 10 » و اين طبع وى است .
و قوّت حافظه - خزينهء و هم « 11 » است ، چنان كه مصوّره خزينهء ، حسّ است ؛ پس يكى حاكم حسّ است و خزانهء « 12 » وى مصوّره ، و يكى حاكم و هم است و خزانهء وى ذاكره .
هامش
( 1 ) مخيله - ك .
( 2 ) مصوره يك - م - ك ، - مصوره هر يك - ل ، - مصوره را هرا يك - د .
( 3 ) پيوانداند - د .
( 4 ) مردم آن را - د - ط .
( 5 ) كند - ط - ظ .
( 6 ) و با هم - د - ط ، - و نايم - ه .
( 7 ) تركيب - د .
( 8 ) مانند چيزى الخ ط ، - مانند چيزى كه صد - د .
( 9 ) خيال - د - كب - ل ، - حالى - ه ، - خيالى حالى - ق .
( 10 ) آر - آ - ه .
( 11 ) حافظه كه الخ - م - ك ، - حافظه خزينهء وى - كب .
( 12 ) خزينهء - د - ط .