به دو « 1 » بخار وى ، - تا حيوانات بوى يابند ، - كه پديد بود كه تا « 2 » چه حدّ رسد بخار « 3 » وى .
و اگر چندان رسيدى بوى كه بخار شدى - حيوانات تيز بوى - تا پنجاه فرسنگ - و صد فرسنگ ، بوى نبردندى .
و يونانيان « 4 » حكايت كنند كه پيش ازين مرغان ، ببوى مردار كشتن حربى « 5 » كه اندر ميان ايشان افتاده بود ، از شهرهاى ما بايشان « 6 » شده بودند ؛ كه هرگز به شهر هاء ايشان - و بنزديك شهر هاء ايشان پيش « 7 » مرغ مردار خوار نبود « 8 » ، - و كمترين راه دويست فرسنگ « 9 » بود - از يشان تا جايگاه اين مرغان . - پس هوا خود بوى برساند هر چند كه بخار نرسد .
و اما شنيدن : مر آواز را بود ، و آواز از « 10 » موج زدن هوا بود - بسبب
هامش
( 1 ) و پراكند و - ط ، - و پراكنده و - د - ن - خ م - ( ظ - چنان كه از فصل 4 - مقاله 2 فن 6 از طبيعيات كتاب الشفاء ، و ص 282 ج 2 المباحث المشرقه چاپ حيدرآباد مستفاد مىشود ) .
( 2 ) بوند تا - د - ن .
( 3 ) كار - د - ن - ه - ط .
( 4 ) يويانيان - ك ، - يونيان - ن .
( 5 ) كشتن چربى - د ، - كشتن جربى - ن ، - كشتن حربى - ط ، - كشتهء حربى - كب - ظ .
( 6 ) بود شهرهاى ايشان - كب ، - بود شهرهاى تا بايشان - ل .
( 7 ) بى : پيش - كب .
( 8 ) نبودى - ل .
( 9 ) فرسخ - د - ه - ط - كب .
( 10 ) بود و ازار - ك ، - بود آواز - آ - ل - ن ، - بود اوازا - د ، - بود و از - كب .