كه موجد عقل بود ، و حصول « اين » « 1 » معرفت مر نفس را از براى اشراق ( نور ) « 2 » عقل بود به روى ، چه وى را « اين » « 3 » قوت داده بود در ايجاد وى . و مراد ازين نفس ، نفس « كلّ » « 4 » است ، و عالم وى ، عالم ملائكه « عمليّه » « 5 » است كه خدمت ايشان افاضه خير بر عالم است و عمل ايشان بر موجب قضا و حكم عقل « است » « 6 » على سبيل « الا طاعة » « 7 » و الانقياد .
سؤال : « چنان كه » « 8 » « عقل » « 9 » ظاهر نيست بذات « ليك » « 10 » ظهور وى مر نفس را بايجاد ( بر ) « 11 » نفس حاصل شد كه اثر وى بود ، نفس نيز در ذات خوبش ظاهر نيست و وى را قوت علميّه نيست ، پس [ از ] « 12 » قضيه ( پيشين ) « 13 » چنان اقتضا كند كه وى نيز هم پيدا شود ، پس لا محاله بايد [ كه ] « 14 » از وى نيز موجودى « در » « 15 » وجود آيد تا بدان پيدا شود [ هم ] « 16 »
هامش
( 1 ) - م : آن .
( 2 ) - نسخ ديگر افزوده .
( 3 ) - م ، ك : آن .
( 4 ) - س ، م ، ك : كلّى .
( 5 ) - در نسخ ديگر : علميّه .
( 6 ) - س ، م ، ك ، ل : باشد .
( 7 ) - س ، ك ، ل ، م : الطاعة .
( 8 ) - م : چنانچه .
( 9 ) - س ، م ، ل : امر .
( 10 ) - نسخ ديگر : ليكن .
( 11 ) - م ، س ، ل افزوده .
( 12 ) - م ، س ، ل ندارد - م بجاى از : بيان .
( 13 ) - م ندارد .
( 14 ) - م ، ك : ندارد .
( 15 ) - م : به .
( 16 ) - نسخ ديگر ندارد .