خفى استحكام مىيابد .
از سوى ديگر ، قياس هم حكم مىكند كه به هنگام صدور فعل ، از قواى بدنى عضوى كه موضوع آن قوّه است ، دستخوش تأثّر و انفعال مىشود . اگر قوّهاى مجرّد از ماده باشد ، از تأثّر و انفعال موضوع خود مصونيّت دارد ؛ ولى قوّهاى كه وابستهء به ماده باشد و عضوى از اعضا ، موضوع و حامل آن باشد ، محال است كه از تأثّر و انفعال موضوع خود مصون بماند . براى همين است كه حواس ما از محسوسات و اعضاى بدن ما از تحرّكات خود منفعل و متأثّر مىشوند . بدون شك ، چشم از كار زياد و پا از رفتن بسيار ، دچار خستگى مىشوند .
شيخ الرئيس سه عامل را در كلال و ملال قواى بدنى ، مؤثر مىداند : يكى تكرار كه به آن اشاره شد و ديگرى قوّت و سومى سرعت .
در مورد دو عامل دوم و سوم مىگويد :
لا سيّما القويّة و خصوصا إذا أتبعت فعلا فعلا على الفور .
در اين عبارت هم به عامل قوّت اشاره كرده و هم به عامل سرعت .
پس او پذيرفته است كه اگر سه عامل مزبور ، توأم با يكديگر باشند ، كلال و ملال قواى بدنى زودتر به دست مىآيد و اگر هركدام آنها از صحنه خارج شوند ، كلال و ملال ديرتر به دست مىآيد و چه بسا كلال و ملال حاصل نشود .
تا اينجا نخستين خاصيّت قواى بدنى - يعنى كلال و ملال - معلوم شد .
شيخ الرئيس پس از بيان خاصيّت نخست ، به بيان خاصيّت دوم پرداخته و گفته است :
و كان الضّعيف فى تلك الحال غير مشعور به كالرّائحة القوّية إثر الضّعيفة .
آرى ، چشم پس از مشاهدهء نور قوى از ديدن نور ضعيف ، ناتوان و گاهى هم دچار كورى مىشود .
كسانىكه به هنگام گرفتگى خورشيد ، زياد به آن نگاه كنند ، از آسيب يا كورى چشم مصونيّت ندارند .
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: احمد بهشتى
ص٦٦