حال ، با ديگر قواى بدنى اختلاف نوعى داشته باشد ؟ چه مانعى دارد كه ديگر قواى بدنى از نوعى باشند كه با تكرار و قوّت و شدّت افعال ، دستخوش كلال و ملال شوند ؛ ولى قوّه عاقله از نوع ديگرى از قواى بدنى باشد كه هرچند افعالش مكرّر و قوى و سريع باشد ، دستخوش كلال و ملال نشود ؟ « 1 »
خوانندهء گرامى بايد توجه داشته باشد كه اجسام و اجرام ، اختلاف نوعى ندارند .
اين مطلب در نمط چهارم اشارات مطرح شده است . « 2 » همهء اجسام از يك نوعند .
بنابراين ، از خواصّ نوعى مشترك برخوردارند . جسم - به لحاظ اينكه جسم است - دستخوش تأثر و انفعال مىشود . به ويژه اجسام نباتى و حيوانى كه نمىتوانند به واسطهء تكرّر افعال و قوّت و سرعت آن ، مصون از تأثر و انفعال باشند .
وانگهى خود كبراى قياس گوياى اين مطلب است كه قواى بدنى - هرچه باشند - محكومند به حكم تأثّر و انفعال و بسيار بعيد بلكه محال است كه دستخوش تأثّر و انفعال نشوند . اگر چنين بود اجسام و اجرام - أزلا و أبدا - فعّال بودند . نه هيچ جسم نباتى از كار مىافتاد و نه هيچ كالبد حيوانى از كاروان بقا و جاودانگى بازمىماند .
اگر در عالم آخرت هم برخى از انسانهاى فاسد و طالح ، گرفتار عذاب هميشگى مىباشند و همواره مىسوزند و مىگدازند ، به اين دليل است كه خداوند متعال مىفرمايد :
كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ
؛ « 3 »
هرگاه پوست آنها پخته شود ، پوست ديگرى بر آنها مىپوشانيم .
بديهى است كه پوست بدن به واسطهء آتش پخته و سوخته مىشود ؛ ولى خداوند با پخته شدن و سوخته شدن هر پوستى ، پوستى ديگر به جاى آن قرار مىدهد تا عذاب كفار استمرار پيدا كند و آنها همواره طعم ناگوار عذاب را بچشند .
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرحى الاشارات ، ج 2 ، ص 59 - 60 .
( 2 ) . ر . ك : هستى و علل آن ، فصل 23 ، ص 338 .
( 3 ) . نساء ( 4 ) آيهء 56 .