1 . قوس نزول و صعود هستى ؛
2 . نخستين استدلال بر بقاى نفس .
ما هر يك از دو مطلب بالا را به تفصيل ، توضيح مىدهيم :
1 . قوس نزول و صعود هستى
الف ) قوس نزول
در قوس نزول ، هستى از مرتبهء برتر به سوى مرتبهء فروتر و از اشرف به سوى اخس ، تنزّل مىكند ، تا به موجودى منتهى مىشود كه مىتوان او را مرز ميان وجود و عدم ناميد . بنابراين ، مراتب قوس نزول بدين قرار است :
1 . عقول كه به نظر حكماى مشّا ، تعداد آنها دهتاست و به نظر شيخ الرئيس هيچ ضرورتى ندارد كه در عدد ده ، محدود شوند ، بلكه ممكن است بيشتر باشند و شمار آنها بر ما معلوم نيست . « 1 » شيخ اشراق هم تصريح كرده است كه عدد آنها از ده ، بيست ، صدودويست بيشتر است . « 2 »
2 . نفوس ناطقهء سماوى كه از نفس فلك اعلى - كه به آن ، فلك محيط و فلك الافلاك نيز گفته مىشود - شروع مىشود و به نفس فلك ادنى - كه به آن فلك قمر نيز گفته مىشود - پايان مىپذيرد .
علماى قديم هيئت ، به نه فلك قائل بودهاند و شاعرى افلاك هفتگانه سيّارات را در بيت زير گرد آورده است :
قمر است و عطارد و زهره * شمس و مرّيخ و مشترى و زحل
اگر از پايين شروع كنيم ، نخستين آنها فلك قمر و آخرين آنها فلك زحل است .
هامش
( 1 ) . ر . ك : غايات و مبادى ، فصل 38 ، ص 275 .
( 2 ) . شرح حكمة الاشراق ، ص 333 .