تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
زايل مىشود ؛ ولى هرگز چنين نيست . همان‌كه علت حدوث نفس است ، علت بقاى آن است . از آن‌جا كه اثبات بقاى نفس ، بر اثبات تجرّد نفس ، متوقّف است ، شيخ الرئيس طى فصل‌هاى دوم ، سوم ، چهارم و پنجم ، به اثبات تجرّد قوّهء عاقلهء نفس پرداخته و از تجرّد قواى حس و خيال و وهم سخنى به ميان نياورده ، چرا كه وى قائل به تجرّد آنها نيست . « 1 »

فصل دوم

در فصل دوم بخش اوّل ، نخستين استدلال را مطرح كرده و گفته است : اگر قوّهء عاقله ، جسمانى بود ، با كلال جسم ، قوّهء عاقله هم دچار كلال مىشد ؛ حال آن‌كه چنين نيست . پس قوّهء عاقله ، جسمانى نيست .

فصل سوم

در فصل سوم بخش اوّل ، مىگويد : قواى بدنى با تكرر افعال ، دست‌خوش كلال مىشوند . ولى قوّهء عاقله چنين نيست .

فصل چهارم

در فصل چهارم بخش اوّل ، مىگويد : قوّه‌اى كه به وسيلهء آلت بدنى فعّاليت مىكند ، در خود آن آلت تأثيرى ندارد . از اين‌رو ، قوّهء حس - مثل قوّهء باصره - نه خود را ادراك مىكند و نه آلات خود را و نه ادراك‌هاى خود را .
هامش
( 1 ) . هرچند در فصل سوم از نمط چهارم ، مطلبى بيان كرده كه با تجرّد قوّهء حس و خيال و وهم سازگار است .