آخرت به دست آورده است ، بيشتر از آن چيزهايى است كه اسكندر « 1 » رومى و ثامسطيوس « 2 » به دست آوردهاند .
هر چند شيخ الرئيس بيشترين اعتمادش بر اين دو فيلسوف است ؛ چراكه نظريّهء فرفوريوس را دربارهء اتحاد عاقل و معقول و اتحاد نفس با عقل فعّال ، مورد انكار قرار داده است و تو تحقيق اين مقام را بهطور كامل دانستهاى . « 3 »
حاجى سبزوارى نيز از ستايشگران فرفوريوس است . او در شرح منظومهء فلسفى خود در مبحث وجود ذهنى مىگويد :
وحدة الصّورة المعقولة بالذّات مع عاقل ، مقولة و معتقدة لفرفوريوس الّذي هو من أعاظم المشّائين ؛ « 4 »
وحدت صورتى كه معقول بالذات است ، با عاقل ، گفته و مورد اعتقاد فرفوريوس است كه از بزرگان حكماى مشّائى است .
نظريهء علّامهء شعرانى
او در مقالهاى در باب اتحاد عاقل و معقول و اتحاد عاقل و عقل فعّال مىگويد :
اتحاد در نظر اهل حكمت دو معنا دارد : يكى اتحاد دو يا چند چيز بهطورىكه ماهيّت آن
هامش
( 1 ) . او همان اسكندر افروديسى از شهر افرديسياس است كه اكنون ويرانههاى آن در تركيه قرار دارد . او فيلسوف مشّايى و برجستهترين مفسّر و شارح نوشتههاى ارسطوست و در ميان نيمهء دوم سدهء دوم و آغاز سدهء سوم ميلادى مىزيسته است ( دائرة المعارف بزرگ اسلامى ، ج 8 ، ص 354 ) رسالهء او با عنوان « دربارهء عقل » بيشترين تأثير را بر فيلسوفان بعد داشته است . ( همان ، ص 355 ) گويا شيخ الرئيس متأثر از اين رساله بوده است .
( 2 ) . او خطيب و حكيم قرن چهارم ميلادى و از مفسّران كتابهاى ارسطو بوده است ( محمد معين ، فرهنگ فارسى ، ج 5 ، ص 1412 ) او آثار ارسطو را به بهترين وجه شرح و تفسير كرده است ( ابو سليمان منطقى سجستانى ، صوان الحكمه ، ص 295 ) .
( 3 ) . الحكمة المتعالية فى الاسفار الاربعة العقليه ، ج 5 ، ص 242 .
( 4 ) . شرح غرر الفرائد ، ( مشهور به شرح منظومه سبزوارى ) ، چاپ سنگى ناصرى ، ص 32 .